تبليغاتX
کوله پشتی

کوله پشتی

کوله پشتی(اطلاعات.عکس.سوژه.موسیقی.تفریح)

برترین عکس‌های سال ۲۰۰۸ به انتخاب World Press Photo

 

World Press Photo یک سازمان مستقل و غیرانتفاعی است که دفترش در آمستردام هلند قرار دارد و از سال ۱۹۵۵ ، هر ساله بهترین عکس‌های خبری را انتخاب می‌کند. هدف این تشکیلات از این کار، ترغیب کردن رعایت استانداردهای حرفه‌ای در زمینه فتو‌ ژورنالیسم و تشویق مبادله آزاد و بدون محدودیت اطلاعات است. در واقع World Press Photo بزرگ‌ترین و با اعتبارترین رقابت‌‌ عکس خبری را در سطح جهان اداره می‌کند.

جمعه پیش بهترین عکس‌های خبری سال ۲۰۰۸ از سوی این نهاد انتخاب شدند.

در این عکس، عکاسان برتر سال ۲۰۰۸ در یک نما دیده می‌شوند:

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 17:5  توسط سید محمد حسینی  | 

10 عکس پر بیننده جهان درسال 2008

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 10:23  توسط سید محمد حسینی  | 

ماجرای شگفت آور پسری که در 13 سالگی پدر شد

به گزارش روزنامه سان ، الفى پسر 13 سالۀ انگلیسی که چهره‌اش او را بیش از 8 سال نشان نمى‌دهد از دوست دختر 15 سالۀ خود (چنتل) صاحب فرزند دخترى شد. آن دو وقتى ‌از موضوع مطلع شدند تصمیم به سقط جنین گرفتند اما بعد پسرک فکر کرد بد نیست که پدر شدن را نیز تجربه کند. الفى که هیچ درآمدى ندارد و تنها گاهى اوقات حدود 10 پوند از پدرش پول تو جیبى دریافت مى‌کزده است به گفتۀ خود هیچگاه عواقب این تصمیم خود را نسنجیده بوده است. پسرک شرح مى‌دهد که در سال گذشته زمانى‌که تنها 12 سال داشته است براى ‌اولین بار ارتباط را با دوست دخترش تجربه کرده که نتیجه‌اش چنین شده است. پدر الفى که با این چالش روبرو شده است اظهار مى‌دارد که دیگر براى هر تصمیمى دیر شده است و تنها باید مطمئن شد که پسرش در این سن به فکر بدنیا آوردن بچۀ دیگرى ‌نباشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:6  توسط سید محمد حسینی  | 

گوگوش در جمع فوتبالیستهای ایران

ردیف بالا از راست به چپ:

محمد دستجردی - علی پروین - جهانگیر نصیریحاج رحیمی پور - حسن روشن - علی جباری

ردیف پایین از راست به چپ:

رضا عادلخانی - منصور پورحیدری - گوگوش - علیرضا چهارمحالی - غلامحسین مظلومی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 9:18  توسط سید محمد حسینی  | 

والنتين روز عشق و دوست داشتن(۱۴‏‎ ‎فوریه روز جهاني والنتين)‏

در کشورهای اروپایی و امریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از اداب این روز به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دارك یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی‌رویه آن.

 

25 بهمن روز عشق وروز پاسداشت عشق است،عشق در مفهوم عام

نقش برجسته جوانان در چشم انداز و افق اين روز نمود بيشتري دارد

ارسال كارت پستال وپيام هاي عاشقانه  يكي از متداولترين بهانه ها براي ابراز دوست داشتن

 ماهيت وانگيزه ايجاد اين روز هر چه هست بايد به فال نيك گرفته شود

مستمسكي براي تبادل زمزمه ها و نجواها وفرهنگ ها

گفته اند عشق آتش است و درد

درد عشق دردي است كه هيچش علاج نيست

 

 **   **

 اين روزها  بسياري از وبلاگ ها وسايت ها در باره روز والنتين مطلب منتشر ميكنند

هنوز بهترين و جامع ترين منبع در باره والنتين "ويكي پديا" است

مطلب تقديمي از روي  ويكي پديا وديگر منابع اينترنت تنظيم شده است

 

 روز موسوم به عشق نزد ايرانيان   ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین فرنگی. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است.   سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز  زنانبه شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می‌‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌‌گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان‌بینی ایرانیان باستان است.  

 

 

 

روز والنتین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) عیدی در روز ۱۴ فوریه( روز 25 بهمن) و در برخی فرهنگ‌ها روز ابراز عشق است.

این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

 

تاریخچه کامل و دقیق ولنتین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می‌دانیم با افسانه درآمیخته‌است. امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده‌است که حداقل سه قدیس به نام والنتین وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده‌اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند.

 

 

روایت‌های مشهور

 

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلاودیوس دوم (Claudius II). کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلاودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً ۴۰ سال پس از دوران کلاودیوس دوم یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اما کشیشی به نام والنتین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، والنتین را دستگیر و زندانی کرد. کلاودیوس به منظور منصرف ساختن والنتین از باور خویش، به زندان و به استقبال وی شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد. این در حالی بود که والنتین نیز به گونه‌ای متقابل کوشید تا کلاودیوس را به آیین مسیحیت فراخواند؛ امری که موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حکم به اعدام وی داد. هنگامی که والنتین در زندان به سر می‌برد، یکی از زندانبانان دختری نابینا داشت که به زندان می‌آمد به تفصیل با وَلِنتَین سخن می‌گفت و درست پیش از آن که والنتین به اعدام محکوم گردد، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: ««از طرف والنتین ِ تو» (From Your Valentine)» امضاء کرده‌است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای والنتین مشاهده می‌شود.


افسانه دیگر حاکی از آن است که هنگامی که والنتین را به زندان افکندند، مردم برای وی یادداشت‌هایی کوچک که در لفافه پیچانده بودند و در شکافهای دیواره سلول وی جاسازی می‌کردند می‌فرستادند و او آنها را یافت و در حق آنان نیایش کرد. به دیگر سخن، بنیاد تاریخی کارت والنتین همین امر است. کشیش والنتیوس در ۱۴ فوریه ۲۷۰ میلادی (در برخی روایات ۲۶۹ و مطابق با برخی روایات دیگر ۲۷۳ بعد از میلاد) اعدام شد. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتین تبدیل به نمادی برای عشق شده‌است و بدین روست که در کشورهای جهان، به ویژه کشورهای اروپایی و امریکای شمالی، مراسم روز والنتین همه ساله در ۱۴ فوریه برگزار می‌گردد.

 

شهرهای منتسب به والنتین قدیس

 

بر اساس باورهای کنونی، بقایای والنتین قدیس که در قرن ۱۹ میلادی در قبرستانی باستانی در ایتالیا کشف شد هم‌اکنون در سه شهر رم، دوبلین و گلاسگو نگهداری می‌شود. بخشی از این بقایا پس از انتقال به یک تابوت طلایی توسط پاپ گرِگوری شانزدهم به کلیسای کاتولیک وایت فرایر در دوبلین پایتخت جمهوری ایرلند اهدا شد. بخش دیگری از این بقایا که گفته می‌شود شامل استخوانهای والنتین قدیس هم هست توسط یک خانواده متمول فرانسوی در قرن ۱۹ به کلیسای فرانسیس مقدس در شهر گلاسگو در اسکاتلند منتقل شد [۱]. خارج از حلقه‌های مذهبی از مردم عادی کمتر کسی از وجوداین بقایا در شهر اطلاع داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۹ تصمیم به انتقال این بقایا به کلیسای دیگری به نام The Blessed John Duns Scotus گرفته شد. این اقدام توجه گستردهٔ رسانه‌ها و به طبع آن عموم مردم را به دنبال داشت به‌طوری که شهر گلاسگو به خاطر میزبانی والنتاین قدیس «شهر عشاق» لقب گرفت و از سال ۲۰۰۲ این شهر در روز والنتین میزبان فستیوالی به نام «فستیوال عشق»  می‌باشد.

 

رسوم والنتین

 

در کشورهای اروپایی و امریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از اداب این روز به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دارك یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی‌رویه آن.

 

در دیگر فرهنگ‌ها

 

برخی بر آنند که والنتین فراتر از سنتی غربی است که پیش از این در بسیاری کشورهای جهان موجود بوده‌است. در کشور چین، روزی مشابه والنتین موجود است که تحت عنوان «شب هفت‌ها» نامیده می‌شود. برابر با افسانه‌ای چینی، پسر گاوچران و دختر بافنده، در هفتمین روز هفتمین ماه از تقویم قمری در آسمان با یکدیگر ملاقات کردند. آخرین «شب ِ هفتها» در ۳۰ اوت ۲۰۰۶ بود. روایتی دیگر از این روز با اندکی تفاوت نسبت به چین، در ژاپن نیز موجود است که از آن به عنوان «تاناباتا» یاد می‌گردد و برابر با هفتم ژوئیه تقویم خورشیدی‌ست. در کشور مصر، روز عشق دیگری موجود است که برابر با ۴ نوامبر هر سال است. در کره جنوبی، در ۱۱ دسامبر هرسال، روزی تحت عنوان «روز پـِپـِرو» موجود است که در آن زوج‌های جوان هدایایی به یکدیگر تقدیم می‌کنند.

 

 مطالب مشروح و روايت هايي در باره والنتين

 

تاریخچه ۱:

تاریخچـه روز والنتاین - و الهـه قدیــس این روز خاص - در پرده ای از ابهـام فرورفتـه است. تنـها همین قـــدر میدانیـم که ماه فوریــه از گذشته های دور ماه مهرورزی و تحقق عشــق بوده است. همچنیـن میدانیم که روز سنت والنتاین بقایائی مشترک از آئین رایج در میان مسیحیان و رومیان باستان است.

به راستی سنت والنتاین چه کسی بود و چه اتفاقاتی برایش افتاده که روز خاصی را در تاریخ به خود اختصاص داده است؟

امروزه کلیسای کاتولیک از سه قدیس یاد میکند که همگی والنتاین نام دارند و هر سه نفر آنها شهید عشـــق و محبت هستند.

یکی از افسانه ها حاکی از آن است که والنتاین که در قرن سـوم میلادی و در روم باستان زندگی میکرده است. هنگامیکــه امپراتـور کلادیــوس دوم به این نتیجـه میرســد که سربازان مجرد در مقایسـه با سربازان متاهــــل با کفایت تـرو قدرتمندتـر هستنـد٬ ازدواج مردان جـــوان را غیـر قانونـــی اعلام میکنـد تا بدیــن ترتیـب بر تعـــداد سربازانش افزوده شود. والنتاین که این حکـم را بسیـار ناعادلانه میداند از فرمان کلادیـوس سرپیچــی میکنــد و مردان و زنان جوان را در خفـــا به عقـد یکدیگر در می آورد. هنگامیکـه کلادیـوس از این عـمل  والنتــاین آگاه می شود و وی را به مرگ محکوم میکند.

 عده ای دیگر می گویند که علت کشته شدن والنتـاین تلاش وی برای فراری دادن آن عده از مسیحیانی بود که در زندانهای روم اسیر بودند و به شدت مورد آزار و اذیت و شکنجــه قرار میگرفتند.

بر اساس یکی دیگر از افسانه ها والنتاین خودش اولین هدیه والنتاین را برای معشوقـش می فرستـد. میگویـند هنگامیکه والنتاین در بند بوده دلداده دخـتر جوانـی میشود که بنا به روایتی دختر زندانبـان آن زندان بـوده است. پیش از مرگش نامه ای برای آن دخـتر نوشتته و در پایان چنیـن امضاء میکند والنتاین تو و این عبارتـی است که امروزه نیز در پایان برخی نامه ها به چشـم میخورد.

همانطـور که گفتـه شد اگر چه حقیقت وجـودی والنتایـن همچنان در پرده ای از ابهام فرو رفته است در تمامی افسانـه ها شاهد هستیـم که والنتایـن پیکـره و در حقیقت نمــادی از همدلـــی دلســــــــوزی و از همـه مهمـتر عشــــــــــق است بنابرایـن تعجبــی ندارد کـه تا سـده میانـه یعنی همان قرون وسطی٬ والنتاین یکی از محبوبترین و معروفترین قدیس ها در انگلستان و فرانسه بود.

 

تاریخچه ۲:

عده ای اعتقــاد دارند که روز والنتـاین را به مناسبت سالگـرد مرگ والنتـاین جشن میگیرنــد - که احتمالا حـدود 270 بعـد از میـلاد اتفـاق افتـاده است - عـده ای دیـگر ادعـا میکننــد کلیســـای مسیحیت از آن رو روز والنتایــن را جشـن میگیرنـد کـه به فستیوال شرک آمیز و کافرانـه لوپرکالیـا جنبـه تقـدس و دینـــی ببخشند.

در روم باستان فصل بهار رسـما در ماه فوریه آغاز میشد و اعتقاد داشتند که فوریه ماه تصفیــه و پاک شدن از پلیدیهـا است آنها خانه هایشان را کاملا تمیــز  میکردنـد آنگاه نوعـی گنــدم را به نمک می آمیختنـــد و آن را در همه جای خانه ها می پاشیدنـد.

فستیـوال لوپرکالیـا که روز 15 فوریـه آغاز میشد به فائونــوس الهـه زراعت در روم باستان و نیز به رمولوس و رمو  بنیانگذاران روم - اختصـاص داشت برای شروع فستیـوال اعضـای لوپرسی که تعدادی از کشیشان رومی بودند در دهانه یک غار مقدس گرد هم می آمدند بنیانگذاران روم اعتقـاد داشتنــد که آنهــا در این غـار توسـط  یک گرگ مـاده حمایت می شونــــد آنگاه کشیشــان رومـــی یک بــز را بـه نیت حاصلخیزی و یک سگ را به نیت تزکیه قربانی میکردند آنگاه پشم بز را می چیدند آنها را به خون آغشتـه میکردند به خیابانـها می رفتند و پس از مالیـدن پشم آغشته به خون بز به صورت زنان به مزارع گنـدم رفتـه و آنجا را نیــز غرق به خون می کردند البته زنان از این عمل بسیار هراسان می شدند با این همه اعتقاد داشتند که سال آینده برایشان سالی پرثمر و نیکو خواهد شد.

همچنین براساس یکی دیگر از افسانه ها همه دختران مجـرد شهر عصر همان روز اسامی شان را روی یک تکه کاغذ نوشته و آن را در یک بستو گلدانی ویژه (برای نگهداری وسائل گرانقدر) می ریختند آنگاه هرکدام از پسران مجرد شهر یکی از آن اسامـی را از داخل بستو در می آوردند و با صاحب آن آشنا می شدند این کار اغلب به ازدواج می انجامید.

 

تاریخچه ۳:

پاپ اعظـم گلاسیـوس نخستیــن بار در حـدود 498 پس از میلاد روز 14 فوریـه را روز سنت والنتــاین قرار داد بنابراین روش قرعـه کشـی رومیـان برای انتخاب همسر ضد مذهب و غیر قانونــی اعلام شد. بعـدها انگلیسیهـا و فرانسویها در قرون وسطی بر این باور شدند که 14 فوریه آغاز فصل جفتگیری پرندگان است و خود به رشد این رای منجر شد که روز والنتاین را باید جشن گرفته و گرامی بدارند.

یکی از قدیمیترین و شناخته شده ترین عشاق نامه های نوشته شده شعری است که چارلز دوک اورلئان هنگام اسارتش در برج لنــدن که به دنبــال جنگ آگین کورت اتفاق افـتاد به یاد همسرش می سراید.

در قرن هفدهــم در بریتانیای کبیــر بود که روز والنتایــن را در سرتاسـر کشــور جشن گرفتـند در اواسـط قرن هجدهــــم دوستـان و دلدادگان از هرطبقــه اجتماعی که بودند در این روز به یکدیگـر هدایای کوچک یا نامه های عاشقانـه می دادند.

در پایان قرن هجدهــم با توجه به گسترش صنعت چاپ در جهان کارتهای چاپـی جایگزین دست نوشتـه ها شدند در آن زمان که مردم را از ابراز احساسات فراوان منـع می کردند کارتهــای از پیش آمـاده شده بهتریـن روش برای نشان دادن احساسات و علایق یک فرد به شمار می رفت.  همچنین هزینه بسیار نازل پست بهترین مشوق برای علاقه مندان به این سنت محبوب به شمار می رفت در سالهای بین 1700 تا 1710 بود که امریکائیها نیز به جرگه برگزارکنندگان روز والنتاین پیوستند.

بر اساس گزارشات آماری ارسـال بیش از یک میلیــارد کارت والنتایـن باعث شده است که این روز به عنـوان دومین روز در تمـام سال باشد که طی آن بیشترین تعداد کارت تبریک رد و بدل میشود -تعداد کارتهــای ارسال شده برای گرامیداشت کریسمس 2/6 میلیارد برآورد شده است. تقریبـا 85 درصد هدایای والنتاین توسط زنـان خریداری می شود. علاوه بر ایلات متحده در کشورهای کانادا مکزیک انگلستان فرانسه و استرالیا نیز روز والنتاین را جشن میگیرند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 10:10  توسط سید محمد حسینی  | 

ساختمانی شگفت انگیز با طرح اسکناس

Jalalposter.ir

Jalalposter.ir

 

Jalalposter.ir

 

Jalalposter.ir

 

Jalalposter.ir

 

Jalalposter.ir

 

Jalalposter.ir

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 10:5  توسط سید محمد حسینی  | 

تكنولوژي در اختيار بشر

ماوس دلسوز
اين ماوس مي‌تواند هنگام كار وضعيت و ضربان قلب شما را كنترل كند و وضعيت آن را نمايش دهد و در صورت مشاهده وضعيت بحراني از طريق اينترنت پزشكتان را در جريان بگذارد. اين محصول براي بيماران قلبي توصيه مي‌شود. ‌

 

 

شارژ بي‌سيم ‌ ‌
شركت انگليسي ‌Spllashpower‌ يك شارژ بي‌سيم طراحي كرده است كه با استفاده از يك فناوري خاص مي‌تواند به‌طور همزمان چند دستگاه را كه روي آن قرار مي‌گيرند، شارژ كند. ‌

 

 

نمايش 360 درجه ‌ ‌
اين دستگاه كه ‌ iBall‌ نام دارد، مي‌تواند از طريق ‌GPRS‌‌پيام‌هاي ‌ SMS‌ را دريافت كرده و آن را به صورت كروي و 360 درجه نمايش دهد.

 

دوربين قرصي ‌
اين دوربين كه شبيه يك قرص ساخته شده است ‌2 Pillcam ESO‌ نام دارد و با بلعيده شدن آن توسط بيماران مي‌تواند با سرعت 18 فريم در ثانيه از اعضاي دروني عكس گرفته و به حسگرهاي متصل به بدن بيمار ارسال كند تا پزشكان بتوانند در تشخيص بيماري راحت‌تر عمل كنند. ‌

 

ناجي دسته كليد ‌

كيسه هواي داخل خودروها را به خاطر بياوريد كه در زمان تصادفات و ترمزهاي شديد عمل مي‌كنند. اين جا كليدي هم به درد افرادي مثل قايقران‌ها مي‌خورد كه احتمال افتادن دسته كليد آنها در آب زياد است. فناوري به كار گرفته شده در اين جاكليدي با استفاده از آب، كيسه هواي موجود در داخل جاكليدي را پر كرده و پس از انتظاري حدود 40 دقيقه مي‌توانيد دسته كليد خود را از روي آب برداريد!

 

ماهيگيري با تلفن همراه ‌ ‌
اگر علاقه‌مند به گرفتن ماهي‌هاي بزرگ هستيد اين دستگاه مي‌‌تواند با اتصال به تلفن همراه شما، اندازه ماهي‌هاي اطراف قلاب را به شما اعلام كند و شما نيز مي‌‌توانيد با راهنمايي آن بهتر عمل كنيد. ‌

 

ساعت ديسكي ‌ ‌
باز هم طراحان باذوق دوستدار رايانه با استفاده از ديسك سخت‌از كار افتاده ساعتي طراحي كرده‌اند كه مي‌تواند زينت دهنده اتاق يا محل كار علاقه‌مندان باشد. اين ساعت 30 دلار قيمت دارد.

 

تشخيص قندخون ‌ ‌
اين هم محصول ديگري در زمينه پزشكي است كه بدون گرفتن خون و تنها با در دست گرفتن آن مي‌توان ميزان گلوكز يا قندخون را تشخيص داد. اين دستگاه كه ‌Lima‌ نام دارد با ارسال اشعه مادون قرمز از طريق پوست و تجزيه تحليل فركانس و طول موج بازتابي ميزان دقيق قندخون را اعلام مي‌كند.

 

كمك براي ايستادن ‌ ‌
اين صندلي چرخ‌دار كه ويژه معلولان ساخته شده، ‌ Pegasas‌ نام دارد و توسط شركت ‌ Porche‌ عرضه شده است. مزيت و وجه تمايز اين محصول با محصولات مشابه آن است كه به شخص كمك مي‌كند تا بتواند بايستد. ‌


 
يك ايده جالب

ديگه لازم نيست كه شما كتري خودتون رو ببريد زير شير آب به كمك اين ايده جالب البته هوشمندانه اين كار شما به راحتي قابل حل ميباشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 17:56  توسط سید محمد حسینی  | 

سال 3000 به روایت تصویر! (FUN)

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 19:47  توسط سید محمد حسینی  | 

عكس هاي تاسف انگيز از انسان ها

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 10:23  توسط سید محمد حسینی  | 

آیا میدانستید که

 

آیا میدانستید که استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتری‌های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می‌دهد ؟

آیا میدانستید که
مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند ؟

آیا میدانستید که
هر انسان تا 8 دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است ؟

آیا میدانستید که
یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است ؟

آیا میدانستید که
وقتی به خورشید نگاه می كنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می كنید ؟

آیا میدانستید که
ظروف پلاستیكی تقریبا 50 هزار سال در برابر تجزیه مقاومند ؟

آیا میدانستید که
دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می كشند ؟

آیا میدانستید که
تصمیم بر این بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود ؟

آیا میدانستید که
با 30 گرم طلا می توان نخی به طول 81 كیلومتر درست كرد ؟

آیا میدانستید که
فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشكیل شده است ؟

آیا میدانستید که
زمین در آغاز پیدایش 2000 بار بزرگتر از حجم كنونی اش بود ؟

آیا میدانستید که
كوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می كند ؟

آیا میدانستید که
فیل تنها حیوانی است كه نمی تواند بپرد ؟

آیا میدانستید که
یک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند ؟

آیا میدانستید که
قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است ؟

آیا میدانستید که
آب دریا بهترین ماسك صورت است ؟

آیا میدانستید که
جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند ؟

آیا میدانستید که
سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت ؟

آیا میدانستید که
طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که
در برج ایفل دو و نیم میلیون پیچ به کار رفته است ؟

آیا میدانستید که
طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که
عضله ای که به شما امکان چشمک زدن میدهد سریع ترین عضله بدن است؟ شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک می زنید.

آیا میدانستید که
به طور متوسط هر انسان میتواند یک دقیقه نفس خود را حبس کند؟ رکورد این ماده در جهان ۷.۵ دقیقه است.

آیا میدانستید که
برای تخمین زدن حشره های روی زمین كافیست به ازای هر انسان 200 میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم ؟

آیا میدانستید که
خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد ؟

آیا میدانستید که
فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست کیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف می کند ؟

آیا میدانستید که
اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند ؟

آیا میدانستید که
همه نوزادان میگو نر متولد می ­شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل می شوند ؟

آیا میدانستید که
خوردن یك عدد سیب اول صبح، بیشتر از یك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟

آیا میدانستید که
حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟

آیا میدانستید که
گران ترین ساعت جهان 25 میلیون دلار ارزش دارد ؟
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 13:6  توسط سید محمد حسینی  | 

عروسی رضا خان

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 9:16  توسط سید محمد حسینی  | 

اسکلت غول پیکری که در خاورمیانه یافت شد!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 22:43  توسط سید محمد حسینی  | 

جشن «سده»

جشن «سده» بزرگ‌ترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمان آئین زرتشت سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند.
 
مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:35  توسط سید محمد حسینی  | 

مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر

انگشت شست نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.

انگشت اشاره نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.

انگشت وسط نشاندهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید.

انگشت انگشتری انگشت چهارم شماست. انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.

انگشت کوچک نشاندهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.

انگشترها درمیان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهری که می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنها را بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقادات مذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:19  توسط سید محمد حسینی  | 

تصاویر: کشف قبیله‏ای ناشناخته در آمازون

محققان در حال گشت‌زنی در جنگل‌های آمازون با یک نمونه جدید برخورد کرده و موفق به کشف قبیله‌ای جدید در جنگل‌های آمازون در منطقه مربوط به کشور برزیل شدند.
انسان‌های این قبیله با دیدن هواپیما و بالگرد که در حال عکسبرداری از آنها بود، به طرف آنها سنگ و نیزه پرتاب کردند.












+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 9:56  توسط سید محمد حسینی  | 

بنزی از طلا در دبی

پول  مفت نفت چه ها که نمی کند! ... بنزی که در زیر مشاهده می کنید مدلش C63 می باشد.

 این بنز زیبا و البته قیمتی به سفارش یکی از ثروتمندان دبی در آلمان ساخته شده است. قیمت

 یک بنز C63 معمولی 82.000 دلار آمریکایی می باشد اما قیمت این بنز طلایی حدود

8.5 میلیون دلار(8.5 میلیادر تومان) برآورد شده است.

 بر روی شیشه های این بنز لعابی از رنگ طلا پاشیده شده

 است که زیبایی منحصر به فرد و خاصی به آن داده است.

شما را به دیدن این بنز طلایی زیبا

 دعوت میکنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 19:41  توسط سید محمد حسینی  | 

جزئیات فناوری به کار رفته در خودروی اوباما

 منابع خبری جهان از انتشار جزئیات فناوریهای به کار رفته در خودروی شخصی رئیس جمهور جدید آمریکا خبر داند.


این خودرو یک لیموزین فوق مدرن است که به لطف استفاده از طیف گسترده ای از فناوریهای روز دنیا به یکی از امنیتی ترین خودروهای جهان تبدیل شده است.

درب این خودرو 20 سانتمیتر قطر داشته و به جهت استفاده از آلیاژهای فلزی بسیار سنگین وزنی معادل درب کابین هواپیمای بوئینگ 747 دارد.

شیشه های این خودروی به گونه ای در آن جاسازی شده اند که تنها اوباما می تواند با فشردن دکمه مخصوص آنها را پایین و بالا ببرد

در این خودرو به جز لپ تاپ و فناوری Wi-Fi از تلفن ماهواره ای و خط ارتباطی مستقیم با معاون رئیس جمهور و پنتاگون نیز استفاده شده است.

باک این خودرو نیز با استفاده از پوشش فومی بسیار مستحکمی پوشیده شده است تا درصورت برخورد بسیار شدید خودرو با موانع نیز منفجر نشود.

نکته جالب در این خودرو، شیشه درب قسمت راننده است. این شیشه تنها 5/7 سانتیمتر پایین می آید تا راننده بتواند با عوامل امنیتی صحبت کرده و یا فیشهای مخصوص عبور را از داخل خودرو پرداخت کند.

شاسی خودرو نیز ترکیبی از فلزات فولاد، تیتانیوم، آلومینیوم و سرامیک است که استحکام قابل توجهی به کل آن داده است.

در استفاده از تایرها نیز دقت خیره کننده ای شده است. این تایرها تقریبا هیچ گاه پنچر نمی شوند و به جهت استفاده از لایه فلزی در زیر لایه های رویی، حتی در صورت تکه تکه شدن تایر نیز خودرو می تواند با سرعت بالایی از محل حادثه فرار کند.

به گزارش مهر، در داخل بدنه خودرو، اسلحه ویژه ای مجهز به فناوری مادون قرمز قرار دارد. همچنین چندین واحد خونی از اوباما نیز در این بدنه جاسازی شده است تا در مواقع لزوم از آن برای حفظ جان رئیس جمهور در جریان تصادفات استفاده شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 19:18  توسط سید محمد حسینی  | 

امیدواری به زندگی را از این دختر بیاموزیم ...

هیج وقت دکتر ها نفهمیدند که چرا جسیکا در لحظه تولد دست نداشت. خودش هم نمیداند
اما زندگی کردنش، آنهم بدون دست برای ما آدم ها حاوی پیامی است که میشنویم ...

او از همان لحظه اول بدون دست پا به دنیای ما گذاشت

بدون دست هم میتوان رشد کرد و بزرگ شد

میتوان سخت ترین کارها را انجام داد حتی آنهایی که به نظر غیر ممکن می آیند

نداشتن دو دست مانعی برای ورزش مورد علاقه ایجاد نمی كند

بدون دست هم میتوان زیبایی را تجربه كرد. و به زیبایی جنگیدن با زندگی و نقص های آشكار آن

برای پرواز کردن دست ها کار ساز نیست. برای پرواز بال میخواهی و جسیکا بالهایش در اراده اش است

زندگی و روزمرگی همچنان ادامه دارد پس چرا مبارزه نکنی؟

كارها و علاقه مندیهای دیگر را نیز نمی توان به فراموشی سپرد


بدون دست هم میتوان پرواز کرد اما من که دست دارم چی؟ آیا من هم اراده آهنین و روح پرواز را دارم؟

او هم میتواند در برابر ناملایمات دنیا از خودش دفاع کند

شاید بتوان اینگونه هم نامه های عاشقانه نوشت

برای آنان که در امتحان شهری بارها رد شدند تا گواهینامه گرفتند جسیکا حرف دارد که در این عکس میتوان شنید

شاید بتوان با دست هایی که اصلا وجود ندارد دیگران را در آغوش گرفت و برایشان از راز های سر به مهر  تقدیر های تغییر ناپذیر سخن گفت. آری میتوان بدون دست هم دیگران را در آغوش گرفت.

وقت آن است که باور کنیم یک معلول هم میتواند در مسابقه دو صد متر المپیک مــدال طلا را به گردن بیاویزد وقت آن است که چشم ها را باز کنیم و با جرات به مبارزه با دنیا برخیزیم. عکسهای جسیکا با ما سخن میگوید که به پاس تمام لحظات عمر می توان به زندگی لبخند زد و با ایجاد حس اعتماد بنفس به راز خواستن و توانستن، پی برد! آیا ما هم میخواهیم؟ و میتوانیم؟


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 10:49  توسط سید محمد حسینی  | 

شهر دوقلوهای چشم‌آبی با موهای بلوند!(حتمابخونید)

دکتر منگل و شهر دوقلوهای چشم‌آبی با موهای بلوند!

در یک شهر کوچک کشاورزی در برزیل به نام «کاندیدو گودوی» Candido Godoi آمار دوقلویی‌زایی بسیار بالاست، از هر ۵ حاملگی در این شهر، یکی منجر به دوقلوزایی می‌شود، آن هم دوقلوهایی با چشمان آبی و موهای بلوند!

به طور معمول از هر ۸۰ زن حامله، یکی جنین‌های دوقلو دارد. میزان بالای حاملگی‌های دوقلو در کاندیدو گودوی، سال‌ها پزشکان و دانشمندان را کنجکاو کرده بود که پاسخی برای توجیه، پیدا کنند، اما کسی که بعد از سال‌ها، ادعای یافتن پاسخ را دارد، یک دانشمند علوم زیستی یا یک پزشک نیست، بلکه یک مورخ است!

یک مورخ آرژانتینی به نام خوزه کاماراسا در کتابی با عنوان «منگل: فرشته مرگ در آمریکای جنوبی»، ادعای جالبی مطرح کرده است.

ساکنان این شهر، شخصی با نام «رودولف ویس» را به یاد می‌آورند که در سال‌های دهه ۱۹۶۰، به شهر آنها آمده بود، او ابتدا خود را یک دامپزشک معرفی کرده بود و به درمان گاوهای دامداران شهر می‌پرداخت، مثلا گاوهای آنها را علیه سل مایه‌کوبی‌ می‌کرد، اما بعد از مدتی او خدمات پزشکی هم برای ساکنان شهر انجام می‌داد، زنان باردار را ویزیت می‌کرد و به آنها دارو و ترکیبات مختلفی می‌داد. او حتی در گفتگو با ساکنان محلی صحبت از تلقیح مصنوعی می‌کرد، چیزی که در آن سال‌ها معمول نبود. از همین زمان بود که میزان دوقلوزایی در این شهر ناگهان افزایش یافت.

این شخص چه کسی بود؟ چرا درست مقارن با دیدار او از شهر، میزان دوقلوزایی به طرز غیرقابل توجیهی افزایش پیدا کرد؟!

بررسی‌های این تاریخ‌دان نشان می دهد که رودولف ویس، نام مستعار دکتر جوزف منگل Josef Mengele، پزشک جنایتکار نازی بود!

جوزف منگل (۱۶ مارس ۱۹۱۱، ۷ فوریه ۱۹۷۹)، پزشک و افسر اس‌اس آلمان نازی در اردوگاه آشویتس بود. لقب او «فرشته مرگ» بود، چرا که وقتی زندانی‌های به اردوگاه آورده می‌شدند، تحت نظارت او بود که معین می‌شد، چه کسی باید به اتاق گاز فرستاده شود، چه کسی باید به کار اجباری برود و یا روی چه کسانی باید آزمایشات بی‌رحمانه انسانی انجام شود.

منگل، در ۱۶ مارس سال ۱۹۱۱ در گونزبرگ آلمان به دنیا آمد. در سال ۱۹۴۳ او جانشین پزشک دیگری در اردوگاه مرگ آشویتس شد. اردوگاه مشهور آشویتس در ۲۸۰ کیلومتری جنوب ورشو، جایی است که در آن هزاران یهودی در طی جنگ جهانی در اتاق‌های گاز کشته شدند. در ۲۴ می سال ۱۹۴۳ او افسر پزشک اردوگاه آشویتس شد.

به مدت۲۱ ماه، منگل با روپوش و دستان سپیدی که او را ملقب به فرشته سفید هم کرده بود، جنایت‌های متعددی در این اردوگاه انجام داد. در مورد او اقدامات او در آشویتس چیزهای زیادی می‌گویند:

- مشهور است که او در قسمت کودکان اردوگاه، روی دیوار خطی افقی به بلندی حدود ۱۵۰ تا ۱۵۶ سانتیمتر کشیده بود. او کودکانی را که بلندی سرشان زیر این خط بود، به اتاق گاز می‌فرستاد.
- زمانی که در یک از آسایشگاه‌های اردوگاه تیفوس شایع شد، او دستور داد که همه ۷۵۰ زن مقیم کشته شوند.
- منگل از زندانیان برای آزمایشات پزشکی و ژنتیکی استفاده می‌کرد. او به آزمایش روی دوقلوهای یکسان علاقه زیادی داشت. این دوقلوها در آسایشگاه‌های ویژه‌ای اسکان داده می‌شدند. او یک پزشک اطفال یهودی به نام برتولد اپشتین را هم برای کمک استخدام کرده بود.
- منگل به مطالعه روی بیماری«نوما» که  یک بیماری التهابی مخاط لثه و دهان است، علاقه داشت. البته نه به منظور پیدا کرد راهی برای درمان آن، بلکه برای اثبات اینکه این بیماری خاص افراد نژاد پست است! این بیماری که می‌تواند منجر به گانگرن بافت نرم دهان شود، در افرادی رخ می‌دهد که دچار سوء تغذیه شدید و یا ضعف سیستم ایمنی هستند.
- منگل به مطالعه ناهنجاری‌های ژنتیکی علاقه زیادی داشت. یک خانواده رومانیایی یهودی که به علل ارثی کوتاه‌قامت بودند و از طریق نواختن موسیقی و برقراری تورهای نمایشی در نقاط مختلف اروپا، امرار معاش می‌کردند، از جمله افراد نگون‌بختی بودند که مورد علاقه او بودند. البته این خانواده به نام خانواده «اویتس» سرانجام نجات پیدا کردند.
- تشریح شیرخواران، اخته کردن پسران و مردان بدون بیهوشی، دادن شوک الکتریکی به زنان برای آزمایش مقاومت آنها، از جمله کارهای وحشتناکی است که منگل انجام داده بود.
- نقل شده است که او گروهی از راهبه‌های یهودی را با تابش اشعه ایکس، نازا کرد. این کار منجر به بروز زخم‌های وحشتناکی روی بدن آنها شد.
- عوض کردن رنگ چشم با تزریق داروهایی به چشم، قطع کردن اندام‌ها و جراحی‌های وحشتناک مثل به هم دوختن دو کودک دوقلو برای ایجاد یک دوقلوی به هم چسبیده، هم از جمله کارهایی است که در آشویتس انجام می‌داد.
- سوژه‌های آزمایشات منگل بهتر تغذیه می‌شدند و بهتر اسکان داده می‌شدند، منگل خود را به کودکانی که برای آزمایشات برمی‌گزید، تحت نام «عمو منگل» معرفی می‌کرد و به آنها شیرینی می‌داد.

هیچ کس اعتقاد ندارد که آزمایشت وحشتناک او واقعا جنبه علمی داشته باشند و بسیاری تصور می‌کنند که این آزمایشات تنها ناشی از جنون و حس سرمستی او از اعمال قدرت بودند.

سرانجام در ژانویه سال ۱۹۴۵، اردوگاه آشویتس منحل شد، مدت کوتاهی منگل به اردوگاه‌های دیگر رفت. بعد از مرگ هیتلر و سقوط آلمان نازی، او مدتی هم به یک واحد پزشکی پیوست. او به مدت ۴ سال از جولای سال ۱۹۴۵ تا می ۱۹۴۹، در دهکده کوچکی نزدیک روزنهایم باواریا به عنوان یک کارگر مزرعه زندگی کرد تا اینکه توسط تشکیلات اودسا ODESSA به آرژانتین فرستاده شد. شبکه اودسا متشکل از افسرهای سابق آلمان نازی، برای پناه دادن و فراری دادن افسران نازی ایجاد شده بود.

گرچه نام او در صدر جنایتکاران جنگی ثبت شده بود، اما همسرش -ایرینه- و خانواده‌اش ادعا کردند که او مرده است و متفقین هم به این جمع‌بندی رسیدند که او دیگر زنده نیست.

در سال ۱۹۵۸ نشانه‌هایی از زنده بودن او به دست آمد، موساد رو او را تا پاراگوئه گرفت ولی موفق به پیدا کردنش نشد.

در بوینس آیرس او نخست به عنوان یک کارگر ساختمانی کار می کرد، اما به زودی آلمانی‌های صاحب قدرت به او کمک کردند و توانست از خانواده‌اش پول دریافت کند. بعد از مدتی او باز هم کارهای غیرقانونی پزشکی را از سر گرفت و در زمینه سقط جنین فعالیت کرد، حتی یک بار هم به دنبال مرگ یکی از بیمارانش بازداشت شد.

به زودی او آلمانی‌های دیگر مقیم آرژانتین را شناخت. وضعیت مالی‌اش بهتر شد و ۵۰ درصد سهام یک شرکت دارویی را خرید. در همین سال او از همسرش جدا شد و با بیوه برادرش ازدواج کرد.

در سال ۱۹۶۰ سازمان موساد، موفق شد آیشمن را در آرژانتین دستگیر کند، این موضع ترس منگل را بیشتر کرد و او مجددا فرار کرد. در سال ۱۹۶۲ او از ترس اینکه دستگیر شود، آرژانتین را به مقصد پارگوئه ترک کرد، در این زمان او یک گذرنامه با نام منگل خوزه داشت.

شهر موبلوند‌ها و چشم‌ آبی‌های دوقلو!


خوزه کاماراسا، مورخ آرژانتینی که در ابتدای این پست، به نام او اشاره شد، بعد از مصاحبه‌ها با ده‌ها نفر از ساکنان شهر کاندیدو گودوی به این نتیجه رسید که منگل این شهر را مبدل به آزمایشگاه دیگری کرده بود. او سال‌ها بعد از مرگ هیتلر، باز هم به دنبال ایده ایجاد نژاد برتر خالص آریایی و افزایش میزان زاد و ولد در این نژاد به اصطلاح برتر بود.

دوقلوزایی به حدی در این شهر بالاست که تابلوی خوشامدگویی شهر هم به این موضوع اشاره دارد: جامعه کشاورزی و شهر دوقلوها!

سال‌ها تغییر محل اقامت و جابجایی در کشورهای برزیل، آرژانتین و پاراگوئه، منگل را افسرده و تحریک‌پذیر کرده بود. در آخرین سال‌های زندگی‌اش او در یک خانه ییلاقی در نزدیکی سائو پائولو زندگی می‌کرد.  تا اینکه در هفتم فوریه سال ۱۹۷۹، او که وضعیت پزشکی خوبی هم نداشت، در حال شنا به صورت تصادفی غرق شد و به اعتقاد برخی‌ها بعد از سکته، غرق شد. کسی چه می‌داند! او با نام «ولفگانگ گرهارد» به خاک سپرده شد.

خانه منگل در پاراگوئه

تازه ۶ سال بعد از مرگ او بود، که هویت که کشف شد. در سال ۱۹۸۵، پلیس آلمان به خانه «هانس سدلهایمر»، یکی از دوستان نزدیک منگل، حمله کرد. با بررسی نامه‌ها و اسناد و نشانی‌ها، محل اقامت منگل پیدا شد، نبش قبر انجام شد و متخصصان هویت او را تأیید کردند.

در ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۷، برای نخستین بار عکس‌هایی از دکتر منگل در اردوگاه آشویتس به دست آمد.

منبع: تلگراف و ویکی‌پدیا

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 17:25  توسط سید محمد حسینی  | 

شرط استخدام يك شركت!

 یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:

شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند.

  •  یک پیرزن که در حال مرگ است.
  •  یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است.
  •  یک خانم یا آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.

 شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید.

اگر شما بوديد چه پاسخي مي داديد؟


قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد:

پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد..

شما باید پزشک را سوار کنید، زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید.

شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید، زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید.

از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:

 سوئیچ ماشین را به پزشک می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس می‌مانیم!!!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 20:2  توسط سید محمد حسینی  | 

مقبره مادر بشريت، حضرت حوا

با وجود آن كه وهابيان آثار اسلامي را در عربستان تخريب كرده‌اند، عكسهايي از مقبره حضرت حوا، مادر همه انسانها در برخي موزه‌ها نگهداري مي شود.

به گزارش «آينده»، از جمله عکسها يي در وزارت فرهنگ فرانسه نگهداري مي شود که مربوط به سال 1918 ميلادي مي باشد و يکي از مستشاران نظامي غربي به نام winchelsen در مناطق عربي گرفته است.

در حال حاضر هيج اثري از مقبره وجود ندارد و محل را با بتون آرمه مسطح کرده اند.
در توضيح تاريخ تخريب اين مقبره، گفته مي شود سعودي ها بعد از گرفتن قدرت در سرزمين حجاز به بهانه مبارزه با شرک به تخريب آنها پرداخته اند.در طريقه وهابيت احترام به قبور شرک محسوب مي شود.

مجله لوپوئن فرانسوي هم در مورد وجود چنين مقبره اي در ايام حج نوشت: قبرستاني در نزديکي جده وجود دارد که حاجيان ايراني براي زيارت به آن مراجعه مي کنند، ولي از مقبره حضرت حوا اثري به جز يک ديوار باقي نماده است و ايرانيان با خواندن دعاهايي در آن جمع مي شوند.
تاريخ طبري به نقل از"عبدالله بن عباس" آورده: که حضرت آدم در هند فرود کرده است و حضرت حوا در جده ولي بسياري از مورخان درخصوص محل دقيق قبر حوا ترديد دارند . ظاهراً نخستين «مقبره حوّا» را ايرانيان ساخته اند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 9:48  توسط سید محمد حسینی  | 

لذت زندگی

ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد...
این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.


در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!

من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد...!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!!

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 10:59  توسط سید محمد حسینی  | 

حفره های زیبای دنیا

چوکی کاماتا در شیلی - ۸۵۰ متر عمق

این حفره یک معدن روباز فلز مس می باشد که در واقع بیشترین استخراج مس از اینجا صورت می گیرد ولی در عین حال بزرگترین معدن مس دنیا نیست

اوداچنایا در یاکوتیای روسیه - ۶۰۰ متر عمق

این گودال یک معدن الماس است که در جمهوری یاکوتیای روسیه قرار دارد. این معدن در سال ۱۹۹۵ کشف شد و صاحبان این معدن قصد توقف استحصال از این معدن را در سال ۲۰۱۰ دارند

گودال طبیعی در گوآتمالا - عمق ۹۱ متر

این گودال در پی بارش شدید باران و رانش زمین در گوآتمالا بوجود آمد که متاسفانه ۱۲ خانه به زیر زمین رفت، ۲ نفر کشته و هزاران نفر بی خانمان شدند

معدن دیاویک در کانادا - (پهنا = باند فرودگاه)

این حفره که یک معدن بزرگ المس است، در سال ۲۰۰۳ شروع به استحصال کرده و در هر سال تقریبا ۱۶۰۰ کیلوگرم الماس ار آن استخراج می گردد. بزرگی این حفره چنان است که برای فرود یک هواپیمای بویینگ ۷۳۷ فضا دارد

معدن میرنی در سیبری - عمق ۵۲۵ متر

این حفره نیز یک معدن الماس می باشد که قطر آن حدود ۱۲۰۰ متر است. این معدن اولین و یکی از بزرگترین معادن الماس در شمال کره زمین می باشد. هم اکنون این معدن تخلیه شده است. جالب اینجاست که مدت زمان رسیدن به نقطه پایینی آن توسط اتومبیلهای معدن، ۲ ساعت بوده است.

حفره بزرگ آبی در بلیز - عمق ۱۲۲ متر

این حفره در واقع گودال طبیعی بزرگی است که حدود ۳۰۴ متر عرض دارد. این حفره تشکیل شده از سنگ آهک است که در اواخر عصر یخبندان بوجود آمده.

دره بینگهام در ایالت یوتا در آمریکا - عمق ۱۲۰۰ متر

این گودال بزرگ یک معدن مس است که دارای ۴ کیلومتر عرض است. این بزرگترین کاوش انجام شده تاکنون به دست بشر است.

حفره سد مونتی سلو در کالیفرنیا

این حفره در جلو سد مونتی سلو در ناپای کالیفرنیا قرار دارد. حرکت بزرگ چرخشی آن باعث خروج ۱۴۷۵۲ مترمکعب آب در هرثانیه از آن می شود.

معدن الماس کیمبرلی در آفریقای جنوبی

این گودال نیز بعنوان بزرگترین حفره بشرساز! شناخته می شود. از سال ۱۸۶۶ تا ۱۹۱۴، حدود ۵۰۰۰۰ حفار معدن قریب به ۲۷۲۲ کیلوگرم الماس از این معدن استخراج کردند. جالب اینجاست که فقط با بیل و کلنگ و ابزاری نظیر اینها این مقدار را خارج کرده اند! (میراث زمین نیز نامیده می شود)

دهانه گازی دروازه در ترکمنستان

این حفره یک دهانه بزرگ آتشفشان گازی است که در سال ۱۹۷۱ کشف شد. این حفره همیشه در حال سوختن گارهای سمی خروجی است که همین امر موجب عدم نفوذ این گازها به جو می گردد و سوختن ان تا زمانی که گاز کاملا تمام شود ادامه خواهد داشت.


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 10:58  توسط سید محمد حسینی  | 

ایرانی از هخامنشی چه میدانی

                                            قلمرو هخامنشیان در دوران اوج خود

هخامنشیان (۳۳۰-۵۵۰ قبل از میلاد) نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ طایفه‌ پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است.هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.



به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند.


 

کشور و سرزمین

پارس‌ها مردمانی ازنژاد آریایی بودند که مشخص نیست از چه زمانی به فلات ایران آمده بودند. آنان از قوم آریایی پارس یا پارسواش بودند که درکتیبه‌های آشوری از سده نهم پیش از میلاد مسیح نام آنان آمده‌است. پارس‌ها هم‌زمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. با ضعف دولت ایلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌ و نواحی مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت.


برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور «پارسوآ» در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسواش همان پارسی‌ها بوده‌اند. تصور می‌شود اقوام پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در این ناحیه توقف کوتاهی نمودند و در حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. از کتیبه‌های آشوری چنین استنباط می‌شود که در زمان شلم نصر (۷۱۳-۷۲۱ ق. م) تا زمان سلطنت آسارهادون (۶۶۳ ق. م)، پادشاهان یا امراء پارسوا، تابع آشور بوده‌اند. پس از آن درزمان فرورتیش (۶۳۲-۶۵۵ ق. م) پادشاه ماد به پارس استیلا یافت و این دولت را تابع دولت ماد نمود.


مردم و طوایف


هرودوت می‌گوید: پارسی‌ها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادرنشین تقسیم شده‌اند. شش طایفه اول عبارت‌اند از: پاسارگادیان، رفیان، ماسپیان، پانتالیان، دژوسیان و گرمانیان. چهار طایفه دومی عبارت‌اند از: داییها، مردها، دروپیک‌ها و ساگارتی ها. از طوایف مذکور سه طایفه اول بر طوایف دیگر، برتری داشته‌اند و دیگران تابع آنها بوده‌اند.


پارس‌ها هم‌زمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور (پارسوآ) در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسوا همان پارسی‌ها بوده‌اند.


طوایف پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در ناحیه پارسوآ توقف نمودند و در حدود سال ۷۰۰ پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. بعدها با ضعف دولت ایلام، نفوذ طوایف پارس به خوزستان‌ و نواحی مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت و رو به جنوب رفته‌اند.


مطابق منابع یونانی در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاهان کنونی) مادی‌های ساگارتی می زیسته‌اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران داده‌اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و پارس از منشا همین طایفه ساگارتی‌ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد می زیستند و بعدها با ضعف دولت ایلام، نفوذ طوایف پارس به خوزستان‌ و نواحی مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت و رو به جنوب رفته‌اند.


طبق نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از طایفه پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده‌است. پس از انقراض دولت ایلامیان به دست آشور بنی پال، چون مملکت ایلام ناتوان شده بود پارسی‌ها از اختلافات آشوری‌ها و مادی‌ها استفاده کرده و انزان یا انشان را تصرف کردند.


این واقعه تاریخی در زمان چیش پش دوم روی داده‌است. با توجه به بیانیه‌های کوروش بزرگ در بابل، می‌بینیم او نسب خود را به چیش پش دوم، می‌رساند و او را شاه انزان می‌خواند.

پس از مرگ چیش پش، کشورش میان دو پسرش «آریارومنه» پادشاه کشور پارس و کوروش که بعداً عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسیم گردید. چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقی بود و هووخشتره در آن حکومت می‌کرد، دو کشور کوچک جدید، ناچار زیر اطاعت فاتح نینوا بودند. کمبوجیه فرزند کوروش اول، دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدی در آورد و پایتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد.


شاهنشاهان هخامنشی

مهم‌ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ‌نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های حکمرانی اش که مشکل‌ترین سال‌ها حکومت وی نیز بود،به طور دقیق روایت می‌کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست.


به واقع با وجود فراوانی منابع میانرودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی‌توان با تکیه بر آنها نسب‌شناسی کاملی از خاندان هخامنشی از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای این منظور متن سنگ‌نوشته بیستون فرصت مناسبی را در اختیار مورخ قرار می‌دهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تایید مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می‌کند و به تدریج اخلاف خود را نام می‌برد: ویشتاسپ، آرشام، آریارمنه، چیش پش و هخامنش. این تبارشناسی به دلایل مختلف مدت‌های طولانی مورد ایراد قرار گرفته بود. زیرا در این فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش حکومت می‌کردند یعنی کوروش کبیر و کمبوجیه اول به چشم نمی‌خورد.


همین مسأله موجب شده‌است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به محتوای سنگ‌نوشته داریوش با شک و تردید نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگ‌نوشته سعی داشته‌است برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود از نگاه آیندگان، شجرنامه خود را دست کاری کند.


موافق نوشته‌های هرودوت، لوحه نبونید پادشاه بابل، بیانیه کوروش بزرگ (استوانه کوروش)، کتیبه بیستون داریوش اول، و کتیبه‌های اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی، ترتیب شاهان این سلسله تا داریوش اول چنین بوده‌است: (لازم به ذکر است درستی این جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ مورد تردید است).


 * هخامنش


* ۱ چیش پش اول

* ۲ کمبوجیه اول

* ۳ کوروش اول

* ۴ چیش پش دوم


* شاخه اصلی:


* ۵کوروش بزرگ(دوم)

* ۶ کمبوجیه دوم (فاتح مصر)

* ۷ کوروش سوم

* ۸ کمبوجیه سوم


 شاخه فرعی

* آریا رومنه

* ارشام

* ویشتاسب

* ۹ داریوش بزرگ(اول)

با تحلیل کلی تمامی منابع می‌توان به این شکل نتیجه گرفت. در ربع نخست سده ششم ق.م چیش پش پسر هخامنش حکمرانی پارس را به پسر بزرگ‌ترش آریارامنه اعطا کرد، در حالی که پسر کوچک‌ترش، کوروش اول به حکمرانی انشان منصوب شد. پس از مرگ آریارامنه، پسر وی آرشام جایگزین وی شد ولی پس از کوروش اول پسرش کمبوجیه اول و پس از او نیز پسر وی کوروش دوم جانشین او شد. این رویدادها در اواسط سده ششم پیش از میلاد به وقوع پیوست.


در این دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به تبیعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست یابد. مدتی بعد کوروش بزرگ بخش‌های بزرگی از مناطق خاورمیانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نیز کمبوجیه راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهی هخامنشی افزود.


کمبوجیه در بازگشت از مصر فوت کرد. برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌دانند. اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده‌است، ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده‌است.


پس از مرگ کمبوجیه تاج سلطنتی به داریوش از شاخه فرعی هخامنشی می‌رسد. آنچه به نظر واقعی می‌رسد، این است که داریوش در زمان حیات پدر و پدر بزرگش (آرشام پدر بزرگش یا پسرش ویشتاسب پدر داریوش)، و با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داریوش در شوش در اوایل حکمرانی وی، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پی بناها، این دو زنده بودند.


 * کوروش بزرگ

* کمبوجیه

بردیای دروغین (گوماته مغ)

* داریوش بزرگ

* خشایارشا (خشیارشا)

* اردشیر یکم (اردشیر دراز دست)

خشایارشای دوم

سغدیانوس

* داریوش دوم

* اردشیر دوم

* اردشیر سوم

* داریوش سوم

 اردشیر چهارم(ارسس)

 


پادشاهی کوروش بزرگ


هرودوت و کتزیاس، افسانه‌های عجیبی درباره تولد و تربیت کوروش بزرگ (۵۳۹-۵۹۹ ق. م) روایت کرده‌اند. اما آنچه از لحاظ تاریخی قابل قبول است این است که کوروش پسر حکمران انشان، کمبوجیه دوم و مادر او ماندانا دختر ایشتوویگو پادشاه ماد می‌باشد.

در سال ۵۵۳ ق.م. کوروش بزرگ، همه پارسها را بر علیه ماد برانگیخت. در جنگ بین لشکریان کوروش و ماد، عده‌ای از سپاهیان ماد به کوروش پیوستند و در نتیجه سپاه ماد شکست خورد. پس از شکست مادها، کوروش در پاسارگاد شاهنشاهی پارس را پایه گذاری کرد، سلطنت او از ۵۳۹-۵۵۹ ق.م. است.


کوروش بزرگ که سلطنت ماد را به دست آورد و بعضی از ایالات را به وسیله نیروی نظامی مطیع خود ساخت، همان سیاست کشورگشایی را که هووخشتره آغاز نموده بود ادامه داد.

کوروش بزرگ دارای دو هدف مهم بود: در غرب تصرف آسیای صغیر و ساحل بحر الروم که همهٔ جاده‌های بزرگی که از ایران می‌گذشت به بنادر آن منتهی می‌شد و از سوی شرق، تأمین امنیت.


در سال ۵۳۸ پ.م. کوروش بزرگ پادشاه ایران، بابل را شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هرکس در باورهای دینی خود و اجرای مراسم مذهبی خویش آزاد است، و بدین سان کورش بزرگ اصل سازگاری بین ادیان و باورها را پایه گذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد. کورش به یهودیان اسیر در بابل، امکان داد به سرزمین یهودیه باز گردند که شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند.

 گسترش کشور و سرزمین


در جنگی که بین کوروش کبیر و کرزوس (همان قارون معروف که دایی مادر کوروش یعنی ماندانا هم بود) پادشاه لیدیه درگرفت، کوروش در «کاپادوکیه» به کرزوس پیشنهاد کرد که مطیع پارس شود، کرزوس این پیشنهاد را قبول نکرد و جنگ بین طرفین آغاز گردید. در اولین برخورد، فتح با کرزوس بود، بالاخره در جنگ شدیدی که در محل «پتریوم» پایتخت هیتها اتفاق افتاد، کرزوس به سمت سارد فرار کرد و در آنجا متحصن شد، کوروش شهر را محاصره کرد و کرزوس را دستگیر کرد، لیدیه تسخیر شد و به عنوان یکی از ایالات ایران به شمار آمد، کروزوس از این پس مشاور ارشد هخامنشیان شد ، پس از تسخیر لیدی کوروش متوجه شهرهای یونانی شد و از آنها نیز، تسلیم به قید و شرط خواست که یونیان رد کردند.در نتیجه شهرهای یونانی یکی پس از دیگری تسخیر شدند ، رفتار کوروش با شکست خوردگان در مردم آسیای صغیر اثر گذاشت .


کوروش فتح آسیای صغیر را به پایان رساند و سپس متوجه سرحدات شرقی شد، زرنگ و رخج مرو و بلخ یکی پس از دیگری در زمره ایالات جدید درآمدند. کوروش از جیحون عبور کرد و به سیحون که سرحد شمال شرقی کشور تشکیل می‌داد، رسید و در آنجا شهرهایی مستحکم، به منظور دفاع از حملات قبایل آسیای مرکزی بنا کرد. کوروش در بازگشت از سرحدات شرقی، عملیاتی در طول سرحدهای غربی انجام داد. ضعف بابل، به واسطه بی کفایتی نبونید، سلطان بابل و فشارهای مالیاتی، کوروش را متوجه بابل کرد، بابل بدون دفاع سقوط کرد و پادشاه آن دستگیر شد. کوروش در همان نخستین سال سلطنت خود در بابل، فرمانی مبنی بر آزادی یهودیان از اسارت و بازگشت به وطن و تجدید بنای معبد خود در بیت المقدس انتشار داد ، او سایر بردگان را هم آزاد کرد ، و به نوعی برده داری را از میان برداشت.


نام سرزمینهای تابع ، در کتیبه أی متعلق به مقبره داریوش که در نقش رستم می‌باشد ، به تفصیل این گونه آمده‌است : ماد ، خووج (خوزستان) ، پرثوه (پارت) ، هریوا (هرات) ، باختر ، سغد ، خوارزم ، زرنگ ، آراخوزیا (رخج ، افغانستان جنوبی تا قندهار) ، ثته‌گوش (پنجاب) ، گنداره (گندهارا) (کابل ، پیشاور) ، هندوش (سند) ، سکاهوم ورکه (سکاهای ماورای جیحون) ، سگاتیگره خود (سکاهای تیز خود ، ماورای سیحون) ، بابل، آشور ، عربستان ، مودرایه (مصر) ، ارمینه (ارمن) ، کته‌په‌توک (کاپادوکیه ، بخش شرقی آسیای صغیر) ، سپرد (سارد ، لیدیه در مغرب آسیای صغیر) ، یئونه (ایونیا ، یونانیان آسیای صغیر)، سکایه تردریا (سکاهای آن سوی دریا : کریمه ، دانوب) ، سکودر (مقدونیه) ، یئونه‌تک‌برا (یونانیان سپردار: تراکیه ، تراس) ، پوتیه (سومالی) ، کوشیا (کوش ، حبشه) ، مکیه (طرابلس غرب ، برقه) ، کرخا (کارتاژ ، قرطاجنه یا کاریه در آسیای صغیر).


مرگ کوروش بزرگ


در اثر شورش ماساژت‌ها که یک قوم ایرانی‌تبار و نیمه‌صحراگرد و تیره‌ای از سکاهای آن سوی رودخانه سیردریا بودند، مرزهای شمال شرقی شاهنشاهی ایران مورد تهدید قرار گرفت. کوروش بزرگ، کمبوجیه را به عنوان شاه بابل انتخاب کرد و به جنگ رفت و در آغاز موفقیت‌هایی بدست آورد. "تاریخ‌نویسان" یونانی در داستان‌های خود مدعی شده‌اند که ملکه ایرانی‌تبار ماساژت‌ها، تهم‌رییش او را به داخل سرزمین خود کشاند و کوروش در نبرد سختی، شکست خورد و زخم برداشت و بعد از سه روز درگذشت و این‌که پیکر وی را به پاسارگاد آوردند و به خاک سپردند. پس از مرگ کوروش بزرگ، فرزند ارشد او کمبوجیه به شاهنشاهی رسید.

پادشاهی کمبوجیه

کمبوجیه، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد. در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهت به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند.

کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت (۵۲۱ پ. م.). کمبوجیه در بازگشت از مصر فوت کرد. ولی برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده‌است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده‌است. پس از مرگ کمبوجیه کسی وارث پادشاهی هخامنشیان نبود.


کوروش بزرگ، در بستر مرگ، بردیا را به فرماندهی استان‌های شرقی شاهنشاهی ایران گماشت. کمبوجیه دوم، پیش از رفتن به مصر، از آنجا که از احتمال شورش برادرش می‌ترسید دستور کشتن بردیا را داد. مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال ۵۲۲ پ. م. شخصی به نام گوماته مغ خود را به دروغ بردیا نامید و اعلام شاه بودن کرد. چون مردم بردیا دوست داشتند و به سلطنت او راضی بودند و از طرفی هیچ کس از راز قتل بردیا مطلع نبود، دل از سلطنت کمبوجیه برداشتند و سلطنت بردیا(گئوماتا) را با جان و دل پذیره شدند و این همان اخباری بود که در سوریه به گوش کمبوجیه رسید و سبب خود کشی او شد.

در متون تاریخی از وی به عنوان بردیای دروغین یاد شده‌است. در کتیبه بیستون نزدیک کرمانشاه گوماته مغ زیر پای داریوش بزرگ نشان داده شده‌است . داریوش شاه که از سوی کوروش بزرگ به فرمانداری مصر برگزیده شده بود پس از دریافتن ماجرا به ایران می‌آید و بردیای دروغین را از پای درآورده به تخت می‌نشیند.


کارهای گوماته مغ سبب سوء ظن درباریان هخامنشی شد که در رأس آنان داریوش پسر ویشتاسب هخامنشی بود. هفت تن از بزرگان ایران که داریوش بزرگ نیز در شمار آنان بود توسط یکی از زنان حرمسرای گئوماتا که دختر یکی از هفت سردار بزرگ ایران بود و موفق به دیدن گوشهای بریده او شده بود پرده از کارش برکشیدند و روزی به قصر شاهی رفتند و نقاب از چهره اش برگرفتند و با این خیانت بزرگ او و برادرش و محارم او که به دربار راه یافته بودند نابود کردند و هم در آنروز عده زیادی از مغان را به قتل رساندند وبه سلطنت هفت ماهه او خاتمه بخشید.


پادشاهی داریوش بزرگ


داریوش کبیر (داریوش اول، داریوش بزرگ) (۵۴۹-۴۸۶ ق. م.) سومین پادشاه هخامنشی (سلطنت از ۵۲۱ تا ۴۸۶ ق. م.). فرزند ویشتاسپ (گشتاسپ)بود. ویشتاسپ فرزند ارشام و ارشام پسر آریارمنا بود.


ویشتاسپ پدر او در زمان کورش ساتراپ (والی) پارس بود. داریوش در آغاز پادشاهی با مشکلات بسیاری روبرو شد. غیبت کمبوجیه از ایران چهار سال طول کشیده بود. گئومات مغ هفت ماه خود را به عنوان بردیا برادر کمبوجیه بر تخت مستقر ساخته و بی‌نظمی و هرج و مرج را در کشور توسعه داده بود. در نقاط دیگر کشور هم کسان دیگر بدعوی اینکه از دودمان شاهان پیشین هستند لوای استقلال برافراشته بودند. شرحی که از زبان داریوش در کتیبه بیستون از این وقایع آمده جالب است و سرانجام همه بکام او پایان یافت. داریوش این پیروزی‌ها را در همه جا نتیجهٔ لطف اهورامزدا میداند، می‌گوید:


«هرچه کردم بهرگونه، به اراده اهورامزدا بود. از زمانیکه شاه شدم، نوزده جنگ کردم. به اراده اهورامزدا لشکرشان را درهم شکستم و ۹ شاه را گرفتم... ممالکی که شوریدند دروغ آنها را شوراند. زیرا به مردم دروغ گفتند. پس از آن اهورامزدا این کسان را بدست من داد و با آنها چنانکه میخواستم رفتار کردم. ای آنکه پس از این شاه خواهی بود با تمام قوا از دروغ بپرهیز. اگر فکر کنی: چه کنم تا مملکت من سالم بماند، دروغگو را نابود کن...».

طبیبی بنام دموک دس که در دستگاه اری‌تس بود و به اسارت بزندان داریوش افتاده بود، هنگامی که زخم پستان آتوسا دختر کورش و زن داریوش را درمان می‌کرد او را واداشت که داریوش را به لشکرکشی بسرزمین یونان ترغیب کند. باید خاطرنشان ساخت که این پزشک، یونانی بود و داریوش او را از بازگشت بوطن محروم کرده بود. دموک دس بملکه گفته بود که خود او را به‌عنوان راهنمای فتح یونان به داریوش معرفی کند و بگوید که شاه با داشتن چنین راهنمایی بخوبی می‌تواند بر یونان چیره شود. این طبیب یونانی خود را بهمراه هیأتی از پارسیان به روم و یونان رساند و در آنجا بخلاف میل داریوش، در شهر کرتن که میهن اصلی او بود ماند و دیگر به ایران نیامد و هیأت پارسی که برای آشنا شدن بوضع یونان و فراهم کردن زمینهٔ تسخیر آن دیار رفته بود بی‌نتیجه بمیهن بازگشت.


داریوش پس از فرونشاندن شورشهای داخلی و سرکوبی یاغیان، تشکیلات کشوری و اداری منظمی بوجود آورد که براساس آن تمام کشورها و ایالات تابع شاهنشاهی او بتوانند با یکدیگر و با مرکز شاهنشاهی مربوط و از نظر سازمان اداری هماهنگ باشند.


لشکرکشی داریوش به اروپا: در ازمنهٔ مختلف تاریخی قبایل آریایی سکاها در نقاط مختلف سرزمین وسیعی که از ترکستان روس تا کنارهٔ دانوب، در مرکز اروپا امتداد داشت مسکن داشتند. بطور کلی از نظر تمدن در مرحلهٔ پاینی بوده‌اند.


هرودت در شرح حمله داریوش به سکائیه نوشته‌است که سکاها از جنگ با او احتراز کردند و بداخل سرزمین خود عقب نشستند و چون بیابان وسیع در پیش پای آنها بود، آنقدر داریوش را بدنبال خود کشیدند که او از ترس قحطی آذوقه تصمیم گرفت به ایران برگردد. اما با اینکه در این حمله پیروزی شاهانه‌ای بدست نیاورد سکاها را برای همیشه از حمله به ایران و ایجاد زحمت برای مردم شمال این آب و خاک منصرف ساخت.


تسخیر هند: داریوش متوجه پنجاب و سند شد. در سال ۵۱۲ ق. م. ایرانیان از رود سند گذشتند و قسمتی از سرزمین هند را گرفتند داریوش فرمان داد تا کشتی‌هایی بسازند و از طریق دریای عمان به پنجاب و سند بروند. این دو نقطهٔ زرخیز و پرثروت برای ایران آنروز بسیار مهم بود. این چیرگی پارسیان در تاریخ هند مبدأ دوران تازه‌ای گردید و سرنوشت هند را دگرگون ساخت.

داریوش ولیعهد خود را برگزید و هنگامی که آخرین تدارکات خود را برای جنگ مصر و یونان میدید پس از ۳۶ سال پادشاهی درگذشت. این واقعه در سال ۴۸۶ ق. م. بوده‌است. آرامگاه داریوش اول در فاصله چهارهزار و پانصد متری تخت جمشید، در نقش رستم است.


در زمان او حدود متصرفات شاهنشاهی ایران از یک سو به چین و از سوی دیگر به قلب اروپا و افریقا میرسید.

وضع اجتماعی و اقتصادی در دوره هخامنشی


کورش در دوران زمامداری خود،از سیاست اقتصادی و اجتماعی عاقلانه‌ای که کمابیش مبتنی برمصالح ملل تابعه بود، پیروی می‌کرد. از این جملة او که می‌گوید: «رفتار پادشاه با رفتار شبان تفاوت ندارد، چنانکه شبان نمی‌تواند از گله اش بیش از آنچه به آنها خدمت می‌کند، بردارد. همچنان پادشاه از شهرها و مردم همانقدر می‌تواند استفاده کند که آنها را خوشبخت می‌دارد.» و نیز از رفتار و سیاست عمومی او، بخوبی پیداست که وی تحکیم و تثبیت قدرت خود را در تأمین سعادت مردم می‌دانست و کمتر در مقام زراندوزی و تحمیل مالیات برملل تابع خود بود. او در دوران کشورگشایی نه تنها از قتل و کشتارهای فجیع خودداری کرد بلکه به معتقدات مردم احترام گذاشت و آنچه را که از ملل مغلوب ربوده بودند، پس داد «موافق تورات، پنجهزار و چهار صد ظرف طلا و نقره را به بنی اسرائیل رد می‌کند، معابد ملل مغلوبه را میسازد و می‌آراید.» و به قول گزنفون، رفتار او طوری بوده که «همه می‌خواستند جز ارادة او چیزی بر آنها حکومت نکند.» کمبوجیه با آنکه از کیاست کورش نصیبی نداشت و از سیاست آزاده نشانة وی پیروی نمی‌کرد، در دوران قدرت خود به اخذ مالیات از ملل مغلوب مبادرت نکرد بلکه مانند کورش کبیر به اخذ هدایایی چند قانع بود، ولی این سیاست از آغاز حکومت داریوش تغییر کلی یافت و پس از سپری شدن دوران حیات داریوش، روزبروز، بر سنگینی مالیات افزوده شد و این روش دور از حزم و خرد تا پایان حکومت هخامنشی ادامه یافت.


ریچارد ن. فرای ضمن بحث در پیرامون اوضاع اقتصادی دوران هخامنشی می‌نویسد: «باجها و مالیاتهای حکومت هخامنشی بسیار فراوان بود. چنین می‌نماید که حقوق بندر و باج بازار و عوارض دروازه و راه و مرز به گونه‌های متعدد، و باج چهارپایان و جانوران خانگی که گویا ده درصد بود، و همچنین باجهای دیگری، برقرار بود. شاه در نوروز، پیشکش می‌گرفت و هرگاه سفری می‌کرد رنجی بیشتر بر مردم محل تحمیل می‌شد.


 بیشتر این پیشکشها و باجهای گوناگون به صورت پول و یا جنس پرداخته می‌شد. بیگاری برای ساختن و ترمیم راهها و ساختمانهای مورد استفاده عموم مردم، و مانند آنها به دست شهربانان و شاه بر مردم بفراوانی تحمیل می‌شد. پس چنین می‌نماید که زندگی برای مردم عادی بسیار دشوار بود. هزینه‌های عمومی محلی را، با باجهای مخصوص آن محل انجام می‌دادند، زر و سیم چون سیلی گران به صندوقهای شاه می‌ریخت. هنوز سخنی از املاک و معدنها و تأسیسات آبیاری شاه نگفته‌ایم که درآمدهای کلان داشت. بیشتر طلاهای گرد آمده به هنگام جنگ و یا همچون پیشکشی به مصرف می‌رسند.»

برافتادن شاهنشاهی هخامنشی

شناخت تمدن ایران دوران هخامنشیان که تاًثیری بنیادین بر دورانهای بعد گذارده‌است، برای شناخت جامع فرهنگ ایران گریزناپذیر می‌باشد. از نظر نام و عنوان، این درست است که شاهنشاهی بزرگ ماد دورانی طولانی پایید و سپس جای خود را به شاهنشاهی هخامنشی سپرده، ولی نکته بسیار مهم آنکه شاهنشاهی هخامنشی چیزی جزه تداوم دولت و تمدن ماد نبود. همان اقوام و همان مردم، روندی راکه برگزیده بودند با پویایی و رشد بیشتر تداوم بخشیدند و در پهنه أی بسیار وسیع، آن را تا پایه بزرگ‌ترین شاهنشاهی شناخته شده جهان، اعتبار بخشیدند.


مدت دوام شاهنشاهی هخامنشی ، ۲۲۰ سال بود. فرمانروایی آنان در قلمرو شاهنشاهی – به خصوص در اوایل عهد – موجب توسعه فلاحت ، تامین تجارت و حتی تشویق تحقیقات علمی و جغرافیایی نیز بوده‌است . مبانی اخلاقی این شاهنشاهی نیز به خصوص در عهد کسانی مانند کوروش و داریوش بزرگ متضمن احترام به عقاید اقوام تابع و حمایت از ضعفا در مقابل اقویا بوده‌است ، از لحاظ تاریخی جالب توجه‌است . بیانیه معروف کوروش در هنگام فتح بابل را ، محققان یک نمونه ازمبانی حقوق بشر در عهد باستان تلقی کرده‌اند.


هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال شرقی افریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد.''''


ب



+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 10:56  توسط سید محمد حسینی  |