تبليغاتX
کوله پشتی

کوله پشتی

کوله پشتی(اطلاعات.عکس.سوژه.موسیقی.تفریح)

گزارش کامل اتنخاب دختر شایسته ایران در سه سال متوالی

سال 1355

مراسم انتخاب دختر شایسته ی ایران که از سال های دور ، به همّت مجله ی زن روز هر ساله در ایران انجام می شد در سال 1355 نیز در هتل هیلتون تهران برگزار شد و بیست فینالیست این مسابقه که در مدت طی مدت یک سال برگزیده شده بودند در شب فینال مسابقه با هم به رقابت پرداختند


مجریان مراسم انتخاب دختر شایسته ی ایران در سال 1355 گوگوش و ساسان کمالی بودند.این مسابقه یک هیات ژوری داشت که این هیات از چند نویسنده ، شاعر ، مدیر مدرسه دخترانه ژورنالیست و هنرمند تشکیل می شد.گوگوش علاوه بر این که مجری این برنامه بود ، خود به اجرای برنامه ی هنری نیز می پرداخت و ترانه های همیشه ماندگار خود را اجرا می کرد

در شب فینال مسابقه، برنامه های هنری نیز اجرا می شد و چند تن از آوازخوانان محبوب ایرانی، برنامه اجرا می کردند. از بین بیست فینالیست مسابقه ، یک نفر به عنوان دختر شایسته ی ایران انتخاب می شد و به مسابقه ی جهانی دختر شایسته ی جهان راه پیدا می کرد . در این مراسم ، نفرات دوم تا پنجم هم به ترتیب مشخص می شدند . هم چنین در این شب ، سه نفر نیز به عنوان ، دختر شارم و جذابیت ، دختر سلیقه و شیک پوشی و دختر کارکتر و شخصیت نیز از میان بیست فینالیست مسابقه برگزیده می شدند که هر یک جوایز خود را دریافت می کردند.افسانه بایگان ، بازیگر فعلی سینمای ایران، زمانی که شانزده ساله بود در این مسابقه شرکت کرد و نفر دوم شد.«افسانه بایگان» در سمت راست عکس پایین ، با لباس قرمز دیده می شود

در سال 1355 ، جلوه پالیزبان ، فینالیست کرمانشاهی ، به عنوان دختر شایسته ی ایران برگزیده شد.در این مراسم رسم بر این بود که دختر شایسته ی سال گذشته ، شنل مخصوص را بر دوش دختر شایسته ی جدید می گذاشت .شهره نیک پور که به عنوان دختر شایسته ی سال 1354 انتخاب شده بود و در مسابقات جهانی دختر شایسته نیز ، نفر اول شد و لقب دختر شایسته ی جهان را به خود اختصاص داد شنل دختر شایسته ی ایران را بر دوش جلوه پالیزبان گذاشت

به دختر شایسته ی ایران ، یک اتومبیل نیز به عنوان جایزه اهدا می شد که در این عکس ، گوگوش سویچ اتومبیل دختر شایسته ی ایران را به او می دهد

جلوه پالیزبان به مسابقه ی دختر شایسته ی جهان رفت اما مقامی به دست نیاورد

سال 1356

مسابقه ی انتخاب دختر شایسته ی ایران در سال 1356 طی مراسمی با شکوه در هتل هیلتون تهران برگزار شد

در این مراسم گوگوش به همراه پرویز قریب افشار مجریان برنامه بودند

گوگوش به جز این که مجری مراسم انتخاب دختر شایسته ی ایران بود، ترانه های زیبایی نیز در شب مسابقه اجرا کرد

در سال 1356 ، از طرف هیات ژوری این مسابقه ، دختری هیجده ساله به نام افسانه بنی اردلان از تهران به عنوان دختر شایسته ی ایران برگزیده شد

یکی از بیست فینالیست انتخاب دختر شایسته ی ایران به نام «غزاله جامع الصنایع» که لباس ابتکاری جالبی به شکل جارو به تن کرده بود به عنوان دختر سلیقه و شیک پوشی انتخاب شد

برنامه ی هنری گوگوش در جشن دختر شایسته ی ایران و نیز تسلط او در اجرای مراسم بسیار مورد توجه حاضرین قرار گرفت

فسانه بنی اردلان به عنوان دختر شایسته ی ایران ، جوایز گران بهایی از جمله یک اتومبیل گالانت گرفت و به عنوان دختر شایسته ی ایران ، به مسابقه ی انتخاب دختر شایسته ی جهان رفت

افسانه بنی اردلان ، در مسابقه ی دختر شایسته ی جهان ، مقام چهارم را به دست آورد

سال 1357یک سال قبل از انقلاب

سال 1357 بار دیگر در زمان مقرر ، مسابقه ی انتخاب دختر شایستته ی ایران در هتل هیلتون تهران برگزار شد

در شب فینال مسابقه ی دختر شایسته ی ایران ، باز هم گوگوش به عنوان مجری برنامه انتخاب شد.و این بار به همراه حسن خیاط باشی هنرمند مشهور.این سومین سال پیاپی بود که گوگوش مجری این جشن با شکوه می شد

گوگوش که در این شب ، لباس بسیار زیبایی بر تن داشت ، برنامه ی هنری جالبی نیز اجرا کرد و بارها مورد تشویق حاضران در سالن مراسم قرار گرفت

در مراسم انتخاب دختر شایسته ی ایران در سال 1357 ، بهروز وثوقی نیز از اعضای هیات ژوری بود


در سال 1357 ترانه کی سر هیجده ساله از تهران ، به عنوان دختر شایسته ی ایران برگزیده ش دو نیز نفرات دوم تا پنجم مسابقه نیز «ترانه کی سر» برای شرکت در مسابقه ی دختر شایسته ی جهان به «آروبا» رفت اما این ماجرا به آغاز انقلاب در ایران مصادف شد و پس از آن مشخص نشد که «ترانه کی سر» در مسابقه ی انتخاب دختر شایسته ی جهان ، صاحب مقام شد یا نه ؟



+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 17:9  توسط سید محمد حسینی  | 

زیباترین تبلیغات دنیا

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 10:52  توسط سید محمد حسینی  | 

نقاشی که فقط با یک خط کشیده شده

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 12:55  توسط سید محمد حسینی  | 

خوش شانس ترین راننده جهان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 11:48  توسط سید محمد حسینی  | 

زیباترین مجری جهان

میترا طاهری زیباترین مجری جهان که از پدر ایرانی و مادر فرانسوی می باشد او به طور چند سال متوالی به عنوان زیباتری مجری جهان شناخته شده است و هم اکنون به عنوان مجری خبری در شبکه LCI فرانسه مشغول به کار می باشد او تنها یک بار و در زمانی که فقط 3 سال داشته است به ایران سفر کرده است. در زیر می توانید عکس هایی بسیار زیبا از او ببینید:

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 11:26  توسط سید محمد حسینی  | 

جشن پادشاهان مغ

ميليون‌ها اسپانيايي، در شهرها و روستاهاي مختلف اين كشور جنوب غربي اروپا هفته گذشته با شركت در جشن «پادشاهان مغ» ، به تعطيلات سال نوي ميلادي پايان دادند تا از روز چهارشنبه - هفتم ژانويه - فعاليت كاري خود را در سال 2009 ميلادي بطور جدي آغاز كنند. تصاويري از اين جشن را مي بينيد.

با قرعه كشي معروف كريسمس در روز 24 دسامبر هر سال ، جشنها و تعطيلات سال جديد اسپانياييها كليد مي خورد و در عمل ، اين كشور جنوب غربي اروپا به مدت سه هفته يعني تا روز جشن "پادشان مغ" Los Reyes Magos در ششم ژانويه ادامه مي يابد. تصويري از "ملچور" يكي از پادشاهان مغ در مادريد كه در حال پخش شكلات در ميان مردم است.

پادشان مغ ، مشابه چيزي است كه در ديگر كشورهاي مسيحي به آن "پاپا نوئل" مي گويند و در آن، براي كودكان هديه مي آورند.دوشنبه شب گذشته ، دهها هزار كودك با والدينشان به خيابانهاي مادريد پايتخت اسپانيا آمده بودند تا با شور و هيجان بسيار ورود پادشاهان مغ را جشن بگيرند. در اين تصوير، پادشاهان مغ را در حالي مي بينيد كه "آلبرتو روئيز گاياردون" شهردار مادريد به آنها مي نگرد. "ملچور" يكي از سه پادشاه در اين مراسم در حال خواندن پيام سالانه خويش است كه در آن، ياد كساني را كه در اين جشن حضور ندارند و نيز ، آنها كه به دليل فقر يا حضور در صحنه هاي جنگ و خشونت نمي توانند از جشنهاي كريسمس لذت ببرند، گرامي مي دارد.

پادشاهان مغ سه نفرند: ملچور، گاسپار و بالتازار. اينها، همان كساني هستند كه طبق روايات، از سوي پادشاه ايران روانه سرزمين فلسطين شدند تا با بردن هدايايي براي حضرت مريم (ع) ، تولد عيسي مسيح (ع) را تبريك بگويند. بنا به روايات،‌ پادشاه ايران از طريق منجمان كه فرود ستاره اي را در سرزمين فلسطين ديده و آن را به ظهور انساني بزرگ تعبير كرده بودند، از تولد حضرت عيسي (ع) آگاهي يافت. در اين تصوير، بالتازار را در حال پاسخ به ابراز احساسات مردم در مادريد مي بينيد.

جشن پادشاهان مغ كه از عصر تا شامگاه به مدت چندين ساعت ادامه مي يابد، شاهد حضور كاروانهاي بزرگي است كه سنت و مدرنيته را در هم آميخته و به فرصتي براي تبليغات بازرگاني شركتها و نهادهاي خصوصي و دولتي تبديل كرده اند. در اين تصوير، يك فيل مكانيكي را مي بينيد كه با گروهي از هنرمندان در صفوف كاروان از برابر مردم رژه مي رود.

بالتازار كه سپاهپوست است، به هزاران كودك كه به ديدارش شتافته اند، سلام مي دهد. كودكان منتظرند تا صبح فردا، هنگامي كه از خواب بيدار مي شوند، هدايايي را كه اين پادشاهان آورده اند، دريافت كنند. خواسته هاي كودكان را والدين آنها از حدود دو هفته پيش از طريق نامه هايي كه كودكان خطاب به پادشاهان مغ نوشته اند، مي دانند.

جشن شاهد رژه و هنرنمايي هنرمنداني با هر سبك و گرايش است اما امسال نگاه به حفظ محيط زيست در مجسمه هاي مكانيكي شهر مادريد بارزتر بود. در اين تصوير، يك طوطي را مي بينيد كه با حركت پدالهاي هنرمند، بالهاي خود را به حركت در مي آورد.

تركيب رنگ و نور هم در جشن پادشاهان مغ شكوهي ديدني داشت.

بالتازار، گاسپار و ملچور مطابق افسانه ها ، هزاران هديه را در يك شب رويايي در همه اسپانيا پخش مي كنند.


صحنه ديگري از نمايش تلفيق هنر و موسيقي در جشن مادريد.

همه شهرهاي اسپانيا در شب ششم ژانويه شاهد حركت كاروان پادشاهان مغ است و تقريبا همه مردم به ديدن آنها مي روند. در اين جشن، صدها تن شكلات و شيريني توزيع مي شود. تصوير، حركت كاروان را در شهر تاراگونا در شمال شرقي اسپانيا نشان مي دهد.

تصوير ديگري از يك نمايش هنري با فيل مكانيكي در جشن مادريد.

"سرخيو راموس" بازيكن رئال مادريد اسپانيا هم در جشن پادشاهان مغ در منطقه "كاماس" شهر سويا مركز ايالت اندالوسيا در جنوب اسپانيا خود را به شكل "بالتازار" پادشاه مغ درآورده است.

پادشاهان مغ پيش از شروع جشن در شهر اوئسكا از فرصت استفاده كرده و به ورزش اسكي پرداخته اند.

پادشاهان مغ كه به پادشاهان شرق نيز شهرت دارند، در بندر خيخون در شمال اسپانيا قصد سوارشدن به كشتي براي رصد كردن ستاره مشرق (هنگام تولد حضرت عيسي) را دارند.

آمادئو كاربوني" فوتباليست سابق ايتاليايي باشگاه والنسيا در شرق اسپانيا با شكل گاسپار به ميان مردمي رفته است كه به استقبال او آمده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 9:59  توسط سید محمد حسینی  | 

7 اصل موفقیت

گفته میشه «بیل گیتس»، رئیس «مایکروسافت»، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌های آمریکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت:

«
در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش‌آموزان نمی‌آموزند»
او
هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان كرد.


این اصول به شرح ذیل است:
اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن ‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار « یک فرصت» بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 9:4  توسط سید محمد حسینی  | 

وضعیت زندگی زنان در افغانستان





+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 20:24  توسط سید محمد حسینی  | 

کسانی که خود را جراحی کردند

شاید باور کردنش برای شما دشوار باشد، ولی شرایط سخت یا دیوانگی و شیدایی افرادی را بر آن داشته است که خودشان را عمل جراحی کنند. بعضی از این افراد پزشک بودند، بعضی‌ها هم هیچ سررشته‌ای از طبابت نداشتند و فقط میل به بقا در شرایطی سخت، آنها را وادار به چنین کار باورنکردنی‌ای است                                                                           .۱0 - دکتر جری نیلسون
نوع جراحی: بیوپسی (تکه‌برداری)
دکتر «جری لین نیلیسون»، یک پزشک آمریکایی باتجربه است. در سال ۱۹۹۸ او به عنوان پزشک یک ایستگاه در قطب جنوب، موسوم به ایستگاه آموندسن- اسکات، استخدام شد. در طی فصل زمستان، او تنها پزشک مقیم در این ایستگاه بود. در مارس سال ۱۹۹۹، او متوجه شد که توده‌ای در پستان راستش دارد به همین خاطر از طریق ایمیل و ویدئوکنفرانس مشاوره‌ای با پزشکان آمریکایی انجام داد و از توده، بیوپسی (تکه‌برداری) انجام داد.

نتیجه بیوپسی، دقیق نبود، چون موادی که برای بیوپسی لازم هستند و در ایستگاه نگهداری می‌شدند، تاریخ‌گذشته بودند و دقت تشخیصی را پایین می‌آوردند. از آنجا که در زمستان دسترسی به ایستگاه به هیچ عنوان وجود ندارد و هواپیماها هم جای مناسبی برای فرود ندارند، تصمیم گرفته شد که با یک هواپیمای نظامی و از طریق چتر نجات، اسباب و مواد لازم برای این پزشک فرستاده شود. خانم نیلسون یک بیوپسی دیگر انجام داد و وقتی تصویر لام‌ها برای پزشکان فرستاده شد، مشخص شد که سلول‌های توده، سرطانی هستند. نیلسون مجبور شد که با کمک ساکنان ایستگاه، در همان ایستگاه شیمی‌درمانی را شروع کند تا اینکه در ماه اکتبر هواپیمایی برای بازگرداندن وی فرستاده شد.


بعد از رسیدن به آمریکا، چندین جراحی روی خانم نیسلون انجام شد و عمل ماستکتومی (قطع پستان) روی وی انجام شد.

جالب اینجاست که بعد از بهبود، خانم نیسلون کتابی در مورد تجربه‌اش با عنوان Ice Bound نوشت. بعدها با استفاده از مطالب این کتاب، یک فیلم تلویزیونی با بازی «سوزان ساراندون» ساخته شد:

                     سوزان ساراندون
۹- آماندا فیلدینگ
نوع جراحی: شکافتن جمجمه
«آماندا فیلدینگ»، یک پزشک نیست، او یک هنرمند و کارگردان فیلم‌های علمی است. در یک بازه زمانی این زن دچار ناراحتی روحی شد، طوری که تصور می‌کرد باید حتما عمل شکافتن جمجمه رویش انجام شود تا بهبود پیدا کند. او مدت‌ها دنبال پزشک قابل اطمینانی می‌گشت که حاضر به این عمل باشد، ولی کسی را پیدا نمی‌کرد. افرادی که به خاصیت درمانی شکافتن جمجمه عقیده دارند، عقیده دارند که ایجاد یک شکاف کوچک در جمجمه باعث گردش راحت‌تر خون در مغز می‌شود.

سرانجام او تصمیم گرفت که خودش دست به کار شود. فیلدینگ وقتی ۲۷ ساله بود یک درل (مته) دندانپزشکی خرید که با فشار پا، کنترل می‌شد، سپس یک عینک تیره هم به چشم زد تا خونی که از سرش می‌آید، جلوی دیدش را نگیرد. با چاقوی جراحی شکافی در پوست سرش داد و بعد شروع کرد به مته‌کاری!

در طی این کار هراس‌انگیز، او یک لیتر خون از دست داد، اما او از نتیجه جراحی خودش راضی بود. در طی ۴ ساعت بعد از عمل، او احساس خوشحالی و آرامش می‌کرد. خودش می‌گوید: «(بعد از عمل) بیرون رفتم و برای شام گوشت کبابی خوردم، بعد از آن هم به مهمانی رفتم.»

جالب اینجاست که او فیلم کوتاهی در مورد شکافتن جمجمه هم تهیه کرد که البته فقط برای افرادی که دعوت کرده بود، نمایش داده شد. او آنقدر به خاصیت درمانی شکافتن جمجمه عقیده داشت که دو بار به پارلمان رفت تا تقاضا کند تحقیقات علمی برای جستجوی خواص درمانی شکافتن جمجمه انجام شود!


۸- دبورا سامپسون (۱۷۶۰ تا ۱۸۲۷)
نوع جراحی: خارج کردن گلوله


داستان این زن هم در نوع خود شنیدنی است. در سال ۱۷۸۲، این زن برای اینکه بتواند وارد ارتش شود، خودش را به عنوان مرد جا زد و با نام «رابرت شاتلفت» در هنگ چهارم ارتش نام‌نویسی کرد. از آنجا که که او قوی‌بنیه و بلندقد بود و ظاهر چندان زنانه‌ای نداشت، کسی شک نمی‌کرد که او در واقع یک مرد است.

همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه او در جریان یک درگیری نزدیک نیویورک، مجروح شد. برای خارج کردن گلوله، ‌او به بیمارستانی برده شد. اما او از بیم اینکه حین عمل جنسیتش مشخص شود، خودش گلوله را از محل اصابتش که در رانش بود، خارج کرد و بعد زخم را با یک سوزن خیاطی دوخت. وقتی که زخم‌های او بهبود پیدا کرد، او دوباره به ارتش برگشت.

تا سال ۱۷۸۳ که سامپسون یک جراحت دیگر برداشت، کسی متوجه جنسیت واقعی نشد. وقتی ارتشی‌ها متوجه شدند که او یک زن است، مرخصش کردند، ولی از آنجا که در جریان خدمت نظامی زخمی شده بود، مقرری‌ای برایش در نظر گرفتند. در سال ۱۸۳۸، کنگره موافقت کرد که به ورثه او هم مستمری پرداخت شود.

 


۷- دکتر اوان اونیل کین (۱۸۶۲ تا ۱۹۳۳)
نوع جراحی: برداشتن آپاندیس و ترمیم فتق کشاله ران
دکتر اوان اونیل کین، یک جراح پیشرو و پزشک برجسته یکی از بیمارستان‌های نیویورک بود. او تصمیم گرفت که به همه ثابت کند که برای جراحی‌های کوچک نیازی به بیهوشی عمومی نیست. برای این کار، او تنها با بیهوشی موضعی، آپاندیس خودش را برداشت!

در حالی که او روی تخت عمل دراز کشیده بود و با استفاده از یک آینه جای عمل را می‌دید، سه پزشک دیگر به او کمک می‌کردند. او خودش برش لازم برای جراحی را روی شکمش ایجاد کرد و آ‍پاندیسش را برداشت و و کار بخیه را به دستیارانش سپرد.

دکتر اونیل کین، ‌در سال ۱۹۳۲ و در ۷۰ سالگی دست به ماجراجویی پیچیده‌تری زد، این بار تصمیم گرفت که فتق کشاله رانش را عمل کند. به خاطر نزدیکی شریان رانی به محل عمل، این عمل، کار ظریفی است.

اما دکتر اونیا کین، موفق شد، عمل را در کمتر از دو ساعت با موفقیت به پایان برساند. همان طور که در تصویر بالا می‌بینید، این پزشک در طی عمل خودش کاملا آرامش داشت و حتی در حالی که تیغ جراحی چند میلیمتر تا شریان حساس، فاصله داشت با اطرافیان شوخی می‌کرد!
۶- Joannes Lethaeus
نوع جراحی: برداشتن سنگ مثانه - سال ۱۶۲۰
تصور کنید کسی جراح نباشد و ۴۰۰ سال پیش دچار رنج و عذاب سنگ مثانه باشد و بعد تصمیم بگیرد، خودش، سنگ مثانه‌اش را بردارد.

دکتر «نیکولاس تولپ»، جراح هلندی و شهردار وقت آمستردام -که در تصویر زیر تابلویی را که «رامبراند» از او در حین تشریح کشیده، می‌بینید-، در صفحاتی از کتاب «ملاحظاتی در پزشکی» ماجرای این کار جنون‌آمیز را اینچنین توصیف می‌کند

نعل‌بندی به نام «جوناس لتائوس» تصمیم گرفت، خودش سنگ مثانه‌اش را دربیاورد. برای همین، همسرش را به بهانه خرید ماهی به بیرون خانه روانه کرد و بعد با کمک برادرش مشغول کار شد. او ابتدا سنگ را با دستانش لمس کرد و بعد پوست و بافت روی سنگ را در محل پرینئوم (قسمت زیر لگن در بین دو ران) را با چاقویی که مخفیانه تهیه کرده بود، برش داد. او به تدریج برش را طویل‌تر کرد، آنقدر که اندازه‌اش برای عبور سنگ مناسب شود. اما سنگ خیلی بزرگ بود، طوری که او مجبور شد، محل برش را از دو طرف با فشار انگشتانش، گشادتر کند و با نیروی زیاد زور بزند تا سنگ خارج شود. سرانجام سنگ با پاره کردن مثانه، خارج شد. سنگ بسیار بزرگ بود و حدود ۱۱۰ گرم وزن داشت. واقعا تعجب‌آور بود که چگونه کسی بدون استفاده از ابزار مناسب توانسته، چنین سنگی را خارج کند.
5- سامپسون پارکر
نوع جراحی: قطع کردن دست راست
پارکر، کشاورزی اهل کارولینای جنوبی است، در سپتامبر سال ۲۰۰۷، هنگامی که او مشغول دروی غله مزرعه‌اش بود، متوجه شد که ماشین خرمنکوب به خاطر گیر کردن ساقه گیاهان، از حرکت بازایستاده. او تصمیم گرفت با خارج کردن آنها، ماشین را به کار بیندازد. اما ماشین را با بی‌احتیاطی خاموش نکرد و در نتیجه دستش در ماشین گیر کرد. متأسفانه کسی در اطرافش نبود که به کمکش بیاید و تقلای یک ساعته او هم نتیجه‌ای نداشت و هر لحظه قسمت بیشتری از دستش در ماشین فرو می‌رفت.

او ابتدا با یک میله آهنی، به صورت موقت مانع حرکت چرخ‌دنده‌های دستگاه شد و بعد با دست دیگرش که هر لحظه بی‌حس‌تر می‌شد یک چاقوی جیبی را درآورد و شروع به بریدن انگشت‌هایش کرد. اما اوضاع بعد از مدتی اوضاع برای او بدتر شد، چرا که ماشین داشت آتش می‌گرفت. هراس آتش، او را از شوک ناشی از قطع کردن انگشت‌هایش در آورد. او می‌دانست اگر دستش را آزاد نکند، زنده زنده خواهد سوخت. برای همین وقتی چاقو به استخوانش رسید، وزنش را روی دستش انداخت، تا استخوانش را بشکند.


سرانجام پارکر خودش را آزاد کرد و و با وسیله نقلیه کشاورزی در طول جاده راند، تا بلکه بتواند جلوی اتوموبیلی را بگیرد. خوشبختانه او به موتورسیکلتی در جاده برخورد، بعد از اطلاع، هلیکوپتر امداد از راه رسید و او را به بیمارستان برد. پارکر قبل از اینکه به خانه برود، ۳ هفته تمام در بخش سوختگی بستری بود. در این مدت ۲۵ نفر از همسایگانش، کار دروی مزرعه را برایش انجام دادند.
۴- دکتر لئونید روگوزوف
نوع جراحی: برداشتن آپاندیس
سال ۱۹۶۴، دکتر روگوزوف، در ۲۷ سالگی مقیم ایستگاهی در قطب جنوب بود. در این زمان او تشحیص داد که مبتلا به آپاندیسیت حاد شده است. شرایط او داشت بدتر می‌شد و به خاطر شرایط آب و هوایی، هواپیمایی نمی‌توانست فرود بیاید. به همین خاطر او تصمیم گرفت، خودش را عمل کند.

او با بیهوشی موضعی عمل را شروع کرد، در حین عمل، هواشناس ایستگاه، ریتراکتور (وسیله‌ای که دو سوی برش جراحی را می‌گیرد و برش را باز نگه می دارد) را برایش نگه داشت، راننده ایستگاه آینه‌ را برای او نگه داشته بود، دانشمندی هم وسایل عمل را به او می‌داد.


دکتر روگوزوف در حالت خم‌شده به جلو، عمل را انجام داد و گرچه یک بار طی عمل از حال رفت، توانست عمل را کمتر از دو ساعت انجام دهد. بعد از دو هفته او کاملا بهبود پیدا کرد و به سر کارش در ایستگاه برگشت.
۳- دوگلاس گودال
نوع جراحی: قطع کردن دست راست
سال ۱۹۹۸، دوگلاس گودال ماهی‌گیر ۳۵ ساله‌ای که خرچنگ صید می‌کرد، به دریا رفته بود تا خرچنگ‌هایی را که به دام افتاده بودند، در قایقش بار بزند. اما موج بزرگی ناگهان تعادل قایق او را به هم زد و باعث شد، دستش در بالابر کوچکی که در قایق داشت و برای بالا آوردن تله‌ها از آن استفاده می‌کرد، ‌گیر بیفتد.

او تنها بود و تنها راه نجاتش این بود که خودش دستش را قطع کند، برای همین او با چاقویی دستش را قطع کرد. هوا و امواج سرد دریا، باعث می‌شد که شدت خونریزی او کم شود.

سرانجام او موفق شد به ساحل برگردد. او پس از بهبودی از کارش دست برنداشت و قایقش را هم تعمیر کرد.


۲- آرون رالستون
نوع عمل: قطع کردن دست راست
رالستون یک مهندس مکانیک آمریکایی است، او که عاشق کوهنوری است، کارش را به عشق کوهنوری رها کرده بود و قصد داشت به قلل مرتفع صعود کند. در یکی از همین کوهنوردی‌ها در سال ۲۰۰۲، تخته‌سنگی روی دست راست او افتاد. ۵ روز تمام او تلاش کرد که تخته‌سنگ را جابجا کند، اما موفق نشد. گرسنگی و تشنگی توان را از او گرفت و سرانجام او تصمیم گرفت با چاقویی، دستش را قطع کند.

او چاقوی کندی در اختیار داشت و با زجر بسیار بافت نرم دستش را برید، کار قطع کردن تاندون‌ها دشوارتر بود و او مجبور شد با آنها را پاره کند. اما قطع کردن دست، هم پایان کار نبود، او با وسیله نقلیه‌اش ۸ مایل فاصله داشت و مجبور بود با خونریزی و درد ۸ مایل را هم راه برود. سرانجام او به کوهنوردان دیگری برخورد که نجاتش دادند.

اما این واقعه تلخ، باعث نشد او دست از کوهنوردی بردارد، او با استفاده از یک دست مصنوعی همچنان کوهنوردی می‌کند و از آن لذت می‌برد.

او کتابی هم در مورد این حادثه و بازگشتش به کوهنرودی با عنوان Between a Rock and a Hard Place نوشته است. او قصد دارد سال ۲۰۱۰ به کوه اورست صعود کند. هدف او از این صعود، آگاهی دادن به مردمان زمین در مورد خطرات تغییر آب و هوا است


۱- اینس رامیرز
نوع عمل: سزارین


رامیرز در دهکده کوچکی با تنها ۵۰۰ نفر جمعیت و یک خط تلفن زندگی می‌کند. سال ۲۰۰۰ او برای هشتمین بار باردار شده بود تا صاحب فرزند هشتم شود! او در ان زمان ۴۰ سال سن داشت.

در یکی از روزها، زمانی که اینس رامیرز در خانه‌اش تنها بود، درد زایمانش شروع شد. بعد از ۱۲ ساعت تحمل رنج، پیشرفتی در زایمان او حاصل نشد و او متوجه شد که آخرین بارداری او ممکن است واقعا به قیمت جانش تمام شود. به همین خاطر تصمیم گرفت، بچه‌اش را با سزارینی به سبک خود، خارج کند. مقداری الکل نوشید و بعد با چاقویی شروع به بریدن شکمش کرد، بعد از یک ساعت او به رحمش رسید و نوزاد پسرش را سالم خارج کرد. بند ناف را هم با چاقویی برید و از حال رفت.

وقتی به هوش آمد، پارچه‌ای دور شکم خون‌آلودش پیچید و از پسر شش ساله‌اش خواست که کمک بیاورد. چند ساعت بعد، او به بیمارستان منتقل شد، در آنجا عمل شد تا آسیبی که به روده‌اش در طی سزارین شخصی‌اش انجام داده، ترمیم شود. سرانجام او از بیمارستان مرخص شد و کاملا بهبود پیدا کرد.

رامیرز تنها زنی در تاریخ است که توانسته است، خودش خودش را سزارین کند. داستان او آن قدر جالب و باورنکردنی بود که در شماره مارس ۲۰۰۴، مجله بین‌المللی مامایی و بیماری‌های زنان به چاپ رسید.



+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 19:39  توسط سید محمد حسینی  | 

اظهارات ضد ایرانی خانواده خبرنگار عراقی

به گزارش خبرنگار بین الملل پارسینه، خانواده "منتظر الزیدی" خبرنگار عراقی که در جریان نشست خبری بوش و المالکی، کفش خود را به سمت بوش پرتاب کرد در یک مصاحبه اعلام کردند: ما به همان اندازه که از اشغالگری آمریکا متنفریم، از اشغال معنوی ایران هم متنفریم(!)

در حالی که خوشحالی زایدالوصفی در بین برخی از رسانه های داخلی از حرکت این خبرنگار عراقی جریان دارد، خانواده این خبرنگار عراقی مدعی شدند" ایران و آمریکا دو روی یک سکه هستند"

به گزارش روزنامه ملیت ترکیه برادر این خبرنگار گفت که پرتاب کفش به سمت بوش، حرکتی طراحی شده و از قبل برنامه ریزی شده نبوده و الزیدی بطور ناگهانی این عکس العمل را نشان داده است.

خبرنگار عراقی که کفش خود را به سمت بوش پرتاب کرده است، فارغ التحصیل دانشگاه ارتباطات شهر بغداد است.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 18:35  توسط سید محمد حسینی  | 

شکار یک هیولای واقعی

یك دامدار استرالیایی بد از مدتی كه می دید … به طور مداوم گوسفندهایش ناپدید میشن تصمیم گرفت به حصار دور مزرعه اش برق وصل كند تا از شر این دزد راحت بشه جالبه كه ببینید چی شكار كرده





+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 18:47  توسط سید محمد حسینی  | 

پيرترين دانشجوي ايران !

مير قنبر حيدري شيشوان، پيرترين دانشجوي كشور و كارمند بازنشسته 77 ساله وزارت كشور از شيشوان عجب شير، دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي تبريز در دانشكده علوم انساني مشغول به تحصيل مي باشد.

]]]


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 13:27  توسط سید محمد حسینی  | 

معانی نام کشورهای جهان !

 

ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان)

آذربایجان: آتورپاتکان (نگهدار آتش)

آرژانتین: سرزمین نقره

آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتابی)

آلبانی: سرزمین کوهنشینان

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن

آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود

اتریش: شاهنشاهی شرق

اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان

ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن (نام نبیره ی نوح
(ع))

ازبکستان: سرزمین خودسالارها

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی

استرالیا: سرزمین جنوبی

اسرائیل: جنگیده با خدا

افغانستان: سرزمین قوم افغان

السالوادور: رهایی بخش مقدس

امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی

انگلیس: سرزمین قوم آنگل

ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی

ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا)

ایسلند: سرزمین یخ

برزیل: چوب قرمز

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 13:4  توسط سید محمد حسینی  | 

قبر صدام به زيارتگاه تبديل شده است

 صدام حسين براي ما ايرانيها شخصيتي آشناست. هشت سال جنگي كه بر ما تحميل شد و صدها هزار شهيد، مجروح و مفقود ايراني او را در بين ما به شخصيتي منفور تبديل كرده است.
بعد از اعدام صدام، چند بار قبر وي مورد حمله قرار گرفت. و اكنون در هنگامه اي كه مردم عراق از دست وي راحت شده اند، به دليل عدم وجود امنيت در عراق تحت حاكميت آمريكا، قبر وي به زيارتگاه تبديل شده است. از نكات جالب در اين عكس ها گل باران بودن قبر وي ميباشد . آيا روزي كه آن جوان خبر نگار براي اعتراض به كار هاي بوش برايش كفش پرتاپ كرد را بياد داريد؟ ايا برخورد ماموران امنيتي ( همه از اعراب عراق بودند)‌ را با جوان عراقي را ديديد؟  كه چگونه كردن وي را فشار ميدادند كه بعد ها معلوم شد 5 استخوان وي را نيز در زير لگد هايشان در بازداشتگاه شكسته اند. اين ها كه به خويش رحمي ندارند !!!

جاي سوال است كه مرداني كه بر بالين قبر اين انسان مينشينند و براي او دعا ميخوانند چه در ذهن دارند ؟؟؟


عكسهايي از زيارتگاه صدام را در زير مي بينيد:

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 12:2  توسط سید محمد حسینی  | 

دوقلو های به هم چسبیده تاریخ

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 18:8  توسط سید محمد حسینی  | 

حضور زنان ایرانی در عرصه های مختلف2

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 19:36  توسط سید محمد حسینی  | 

طرح پلیس دیجیتال جهت برخورد شدید با کاربران ایرانی اینترنت!(طنز)

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 19:17  توسط سید محمد حسینی  | 

دختران بوش

بوش با «لائورا» همسرش كه كتابدار بود ، از طريق دوستان مشترك خويش آشنا شد و در نوامبر سال 1977 ميلادي با او ازدواج كرد. چهار سال بعد آنان صاحب دو فرزند دوقلوي دختر شدند و به پاس احترام به مادرانشان ، آنها را «باربارا» (به نام مادر جرج بوش) و «جنا» (مادر لائورا) ناميدند. بوش و همسرش در آن زمان هر دو 35 ساله بودند

دختران دوقلوي بوش در شهر دالاس ايالت تگزاس متولد شدند. بوش در آن زمان به كار تجارت نفت مشغول بود. او سپس براي فعاليتهاي سياسي به حزب جمهوريخواه پيوست و در سال 1995 به فرمانداري ايالت تگزاس رسيد.

هنگامي كه بوش در سال 2001 به رياست جمهوري امريكا رسيد، دخترانش كه در آن زمان جواناني 20 ساله بودند، پدر را در تبليغات رياست جمهوري بسيار ياري دادند.

بي ترديد، يكي از خاطرات ماندگار دختران دوقلوي بوش، شركت در مراسم سوگند رياست جمهوري پدر در سالهاي 2001 و 2005 ميلادي است. اين تصوير، جنا را در كنار پدر در جريان اولين تحليف او نشان مي دهد.

تنها اطلاع روشني كه از فعاليتهاي سياسي دختران بوش در دست است، حضور آنان در تبليغات مربوط به فعاليتهاي انتخاباتي در دو دوره رياست جمهوري پدر است. فراتر از آن، آنها به گردش و تفريح و پيگيري امور شخصي علاقه نشان داده اند.

دختران بوش حالا چهار سال بزرگتر شده اند. آنان با پوشيدن لباسهاي شيك مي روند تا در سال 2005 براي دومين بار در مراسم سوگند پدر به عنوان رييس جمهوري قدرتمندترين كشور دنيا شركت كنند

درست يكسال پيش زماني كه دختران بوش براي تعطيلات ژانويه به بوئنوس آيرس پايتخت آرژانتين رفته بودند، هدف دستبرد قرار گرفتند. هنگامي كه باربارا و خواهرش در يكي از رستورانهاي محله «سان تلمو» در منطقه گردشگري بوئنوس آيرس در حال شام خوردن بود، دزدان كيف او را ربودند. هنگام سرقت 20 روز از حضور دختران بوش در آرژانتين مي گذشت. در آن زمان، خواهرش براي يك برنامه يونيسف در پاراگوئه – همسايه آرژانتين- كار مي كرد و با سفر باربارا، هر دو تصميم گرفته بودند تا تعطيلات سال نوي ميلادي را در بوئنوس آيرس بگذرانند.

«جنا بوش» ارديبهشت گذشته با نامزدش «هنري هيگر» بطور رسمي ازدواج كرد. در تصوير ، رييس جمهوري امريكا ، همسرش ، هيگر ، جنا و والدين شوهرش را در عكس يادگاري مراسم مي بينيد. هيگر ، دستيار سابق كاخ سفيد است كه اكنون در دانشگاه ويرجينيا تحصيل مي كند.

تزيين اردكها در مراسم ازدواج دختر بوش.

مجسمه فلزي يك فرشته كه به مناسبت ازدواج دختر رييس جمهوري امريكا، اينگونه او را تزيين كرده اند.

جنا بوش در سن 26 سالگي – يكسال پيش- به شهر تاريخي «ماچو پيچو» در پرو سفر كرد تا از نزديك با تمدن اينكاها آشنا شود. او را در اين سفر، چهار زن و بيش از ده مامور امنيتي لباس شخصي همراهي مي كردند. شغل اصلي جنا، تدريس مد است. جنا بوش در سفر چند روزه خود با صندوق كمك به كودكان سازمان ملل نيز همكاري داشت.

بوش تابستان امسال در جريان بازيهاي المپيك 2008 پكن با خانواده اش به چين رفت تا ضمن گذراندن تعطيلات تابستاني خود و ديدن مسابقات ، ورزشكاران امريكايي را از نزديك تشويق كند. او را در يكي از اين مسابقات در حال شكلك درآوردن مي بينيد ، در حالي كه به نظر مي رسد دخترش از اين رفتارها چندان راضي نيست.

اين تصوير ديگري از بوش است كه به نظر مي رسد بيش از اندازه مشروبات الكلي مصرف كرده است. او در جواني نيز بخاطر مصرف الكل هنگام رانندگي به 150 دلار جريمه و يك ماه ممنوعيت رانندگي محكوم شده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 19:0  توسط سید محمد حسینی  |